ویژه های خبری

بسمی تعالی موضوع :                                       آمایش سرزمین فریدونکنار نویسنده : دانای بیدار آمایش شهری منظور از آمایش سرزمین، رسید ...

بسمی تعالی موضوع :                                       آمایش سرزمین فریدونکنار نویسنده : دانای بیدار  آمایش شهری  منظور از آمایش سرزمین، رسیدن به مطلوب ترین توزیع ممکن جمعیت، توسط بهترین شکل توزیع فعالیت های اقتصادی و اجتماعی در پهنه سرزمین است» امری که در برنامه های توسعه شهرستان تاکنون به طور جدی به آن پرداخته نشده و یا لااقل نمودهای خود را نشان نداده است.می توان آمارهای را افزود که همه نشان از عدم تعادل در توسعه منطقه ای فریدونکنار  دارد و ضرورت توسعه متوازن و نگاه آمایشی به پهنه سرزمین را صدچندان می کند. نمی شود برنامه توسعه ای را بدون دید سرزمینی پیش برد. درواقع آمایش سرزمین بازتاب سرزمینی توسعه بلندمدت کشور است. نگرش آمایشی به ما کمک می کند تا بتوانیم از وسعت و پهنای سرزمین در راستای توسعه بلندمدت بهره برداری کنیم. می توان این را به گونه دیگری نیز تعبیر کرد و گفت آمایش سرزمین یعنی دیدگاه راهبردی حاکمیت بر پهنه سرزمین.بنابراین هر نوع نظامی، نگاه آمایشی متفاوتی می تواند داشته باشد. چنان که هر دوره ای از توسعه می تواند نگاه متفاوتی به سرزمین داشته باشد. اگر استراتژی، «توسعه صنعتی» باشد نگاه آمایشی «تصرف» سرزمین و پخش کردن فعالیت در گستره جغرافیایی است ولی اگر چنانچه استراتژی به «پسا صنعتی» شدن نظر داشته باشد، در نگاه آمایشی پایداری محیط زیست و بازگشت به طبیعت اهمیت خواهد یافت. بنابراین هر مرحله از توسعه و هر مرحله از فعالیت حکومتی، نگاه سرزمینی خود را خواهد داشت.این مسأله گویای عدم توسعه شبکه زیربنایی به سمت نقطه های مختلف سرزمین فریدونکنار است  .که در کوتاه مدت مزیت های اقتصادی و در درازمدت قابلیت های «امنیتی» سرزمین را دچار بحران و اخلال می سازد. لذا ضرورت و لزوم توجه به آمایش سرزمین برای حفظ و بقای شهرستان فریدونکنار  اجتناب ناپذیر است.پس به عبارتی آمایش سرزمین به معنای بهره‌برداری بهینه از امکانات در راستای بهبود وضعیت مادی و معنوی و در قلمرو جغرافیایی خاص است.در این طرح مزیت‌های فضای طبیعی، اجتماعی و اقتصادی، ساماندهی و نظام بخشی می‌شود. این کار با هدف ایجاد رابطه منطقی بین توزیع جمعیت و انجام فعالیت‌ها در پهنه سرزمین با توجه به ویژگی‌های فضایی مناطق است.می توان آمایش را در شهرستان فریدونکنار این گونه بیان کرد کهبهترین نوع توزیع جغرافیایی فعالیت‌های اقتصادی با توجه به منابع طبیعی و انسانی.منظور از آمایش سرزمین، رسیدن مطلوب‌ترین توزیع ممکن جمعیت، توسط بهترین شکل توزیع فعالیت‌های اقتصادی ـ اجتماعی در پهنه سرزمین است. توسعه‌ انسانی‌ و آمایش‌ سرزمین‌ در برنامه‌ آمایش‌ سرزمین‌، ما با سه‌ پروسه‌ از رابطه‌ انسان‌، فضا و فعالیت‌ روبرو هستیم‌. با آن‌ که‌ هیچ‌ بخش‌ از فرایند توسعه‌ نباید جدای‌ از سایر بخش ها تحقق‌ یابد، ولی‌ در بخش‌ توسعه‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌، بیش‌ از هر چیز بر "توسعه‌ انسانی‌" تأکید شده‌ است‌. چرا که‌ انسان‌ است‌ که‌ محور چنان‌ توسعه‌ای‌ قرار می‌گیرد. آن‌ تمامی ‌فرایندهای‌ پیشین‌ انسانی‌ را می‌بایست‌ دگرگون‌ ساخته‌ و توسعه‌ بخشد. نخست‌ رابطه‌ انسان‌ با طبیعت‌ که‌ به ‌مرتفع‌ ساختن‌ نیازهای‌ زیستی‌ با حفظ زیست‌ بوم‌، محیط زیست‌ و میراث‌های‌ طبیعی‌ به‌ جا مانده‌ برای‌ ما منتهی ‌شود. دوم‌ رابطه‌ انسان‌ با انسان‌ که‌ مشخصاً به‌ فرهنگ‌ و مسایل‌ اجتماعی‌ و نهادها و سازمان های‌ اجتماعی‌ از یک‌ طرف‌ و نیازهای‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ و حقوق‌ اجتماعی (حقوق‌ خصوصی‌ و عمومی‌) مربوط می‌شود. و خلاصه‌ رابطه‌ انسان‌ با خود، که‌ به‌ توانایی‌های‌ خلاقه‌ انسانی‌، آزادی‌ و ارزش ها و هنجارهای‌ معنوی‌ از یک‌ سوی ‌و نیازها و حقوق‌ فردی‌ انسانی‌ از دیگر سوی‌ مربوط شده‌ که‌ در نهایت‌ به‌ خودآگاهی‌ منتهی‌ می‌گردد. آن‌ هنگامی‌ خواهد بود که‌ انسان‌، فاعل‌ پدید آورنده‌ هر توسعه‌، محتوای‌ تحول‌ یافته‌ و آفریده‌ شده‌ طی‌ توسعه‌ و غایت‌ مقصود آن‌ باشد.با توجه به این  تعاریف در شهرستان با ضعف آمایش روبه رو هستیم و بی توجهی و بی سوادی و عدم آگاهی مسئولان و مدیران و بانیان و مجریان و.... عامل اصلی این وضعیت می باشد .که توضیحات لازم را ارئه خواهم کرد .با توجه به محوریت فضای سرزمینی در مطالعات آمایش که رویکرد اقلیمی‌ و جغرافیایی آن را نسبت به برنامه‌های بخش تقویت می‌کند، لازم است این محوریت در تهیه و تدوین نظریات پایه توسعه استان‌ها نیز در نظر گرفته شود. جغرافیای‌ انسانی‌، جغرافیای‌ اجتماعی‌ و جغرافیای‌ فرهنگی‌ سه‌ رویکرد اساسی‌ هستند که‌ به‌ بررسی‌ روابط انسان‌ و گروه های‌ انسانی‌ با محیط می‌پردازند. در مطالعات‌ و به‌ خصوص‌ برنامه‌ریزی های‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ در جوامع‌ مختلف‌، پرداختن‌ به‌ چنین‌ رویکردهایی‌ اساسی‌ است‌ و بسیاری‌ از کشورها در برنامه‌ریزهای‌ فرهنگی‌ و برنامه‌های‌ توسعه‌ خود، از مطالعات‌ مربوط به‌ آن‌ بهره‌ می‌برند.در فرایند توسعه درازمدت، بهره بردارى بهینه از تمامى منابع سرزمین، پیوستگى‏هاى متقابل بین مناطق و جوامع ساکن در آن ها را عمق خواهد بخشید. حفظ و تقویت ساختارهاى فرهنگى هر منطقه از یکسو و تلاش در بسط و گسترش فرهنگ ملى در پهنه سرزمین به طور همزمان و بدون تبعیض، در مجموع به تقویت ساختار فرهنگى هویت مى‏انجامد و زمینه مطمئنى براى پایدارى فرهنگى و هویتى در فرایند جهانى شدن به وجود خواهد آورد. در صورتى که اطلاعات و تحلیل هاى آن مبتنى بر مطالعات و تحقیقات علمى از یک طرف و شناخت فرهنگ بومى و محلى از سویى دیگر بوده و برنامه‏ریزی ها نیز بر طبق آن تحقیقات، تجارب و فراتحلیل هاى برخاسته از آن ها باشد. در این راه می بایست جوامع منطقه ای با انواع ویژگی های فرهنگی و اجتماعی، جغرافیایی و تاریخی، نژادی و قومی، زبانی و گویشی، دینی و مذهبی و غیره بررسی و هر گونه برنامه ریزی و ساماندهی با توجه به آن ها صورت گیرد. باید بدنبال فضاسازی حساب شده ای گشت که بدون پاره پاره شدن کشور، اقوام و ادیان مختلف بتوانند از رضایت نسبی در کشور برخوردار بوده و خود را بخشی از هویت ایران زمین بدانند و به خواست های تجزیه طلبانه به عنوان تنها راه حل متوسل نشوند. اصلى‏ترین زیرساخت هاى توسعه پایدار توجه و تقویت سرمایه‏هاى انسانى و اجتماعى است. که در شهرستان فریدونکنار به آن توجه داده نشده است . همان طور که سرمایه فیزیکى، با ایجاد تغییرات در مواد، براى شکل دادن به ابزارهایى که تولید را تسهیل مى‏کنند، به وجود مى‏آیند، "سرمایه انسانى" نیز با تغییر دادن افراد یک جامعه براى واگذارى مهارت ها و توانایى‏ها به آن ها پدید مى‏آیند و انسان ها را توانا مى‏سازند تا به شیوه هایى جدید و مطلوب تر رفتار کنند. "سرمایه اجتماعى" به مجموع منابعى که در بنیاد روابط خانوادگى و در سازمان اجتماعى جامعه وجود دارد و براى رشد شناختى و اجتماعى افراد آن سودمند است، اطلاق مى‏شود. آن به روابط اقتدار، اعتماد و هنجارهاى یک جامعه برمى‏گردد. تفاوت عمده سرمایه‏هاى اجتماعى با سرمایه‏هاى فیزیکى و انسانى در آن است که همچون آن ها کاملاً تعویض‏ پذیر نیستند. امروز پس از سرمایه های انسانی و بدنبال آن سرمایه های اجتماعی، سخن از سرمایه های فرهنگی رفته است. هر گونه اهداف و استراتژی فرهنگی تنها با کمک سرمایه های فرهنگی است که عملی شده و تحقق و تداوم آن تضمین می گردد. تعامل پذیری، ارتباط پذیری، مشارکت پذیری، میزان پذیرش دیگری و ارزش های اخلاقی از این جمله اند. سرمایه‏هاى انسانى و اجتماعى نیز که مى‏بایست در برنامه ریزى بلندمدت آمایش سرزمین تقویت شوند، به قرار ذیل‏اند: مسؤولیت‏پذیرى، مدیریت، سازمان‏پذیرى، نقش‏پذیرى، وجدان‏کارى، تعهدات و روابط اعتبارى از آن جمله‏اند.خب سوالی اینجا پیش می آید که می توان این موارد را در شهرستان دید یا به عیارتی حداقل تعریف شده است یا پشت توجیهات بی منطق مدیران و مسئولان غرق شده است . ضرورتهای یکپارچه سازی برنامه ریزی توسعه سرزمینیعمده ترین مواردی که ضرورت یکپارچه سازی نظام طراحی وبرنامه ریزی توسعه سرزمینی را اجتناب ناپذیر می نمایاند:۱- لازمه سازماندهی سرزمین، ساماندهی دیدگاه ها و اصول ناظر بر بهره برداری از سرزمین و وحدت نظر در مشی سازماندهی فضای توسعه اقتصادی - اجتماعی و پرهیز از اعمال دیدگاههای متفاوت، ناهماهنگ و بعضا متناقض میباشد.۲- آمایش سرزمین و برنامه ریزی کالبدی عمده ترین جریان های تاثیر گذار بر روند بهره برداری از سرزمین و سازماندهی فضایی می باشند. ابهام در وظایف هر یک و گسستگی در روابط آنها با یکدیگر وهمچنین نامشخص بودن چگونگی تعامل آنها با سایر جریان های تصمیم گیری، بالقوه زمینه تداخل، دوباره کاری و حتی تقابل در عملکرد و نتایج حاصله از آنها را بوجود می آورد. این امر قطعا به تفاوت دیدگاه ها در امر بهره برداری از سرزمین، سازماندهی فضا و کاربری اراضی می انجامد.۳- آمایش سرزمین با برخورداری از امتیاز پیوند با چشم انداز درازمدت توسعه و راهبردهای اساسی توسعه اقتصادی - اجتماعی، به انعکاس سرزمینی آنها می پردازد. این جریان، حتی با فرض پردازش منطقی سیمای توسعه بر بستر سرزمین در چارچوب جهت گیری های اساسی چشم انداز دراز مدت، در صورت نداشتن ساز و کارهای اجرایی و روابط تعریف شده با سایر جریان های تصمیم گیری قادر به پیشبرد نیات دوراندیشانه خود نخواهد بود.۴- برنامه ریزی کالبدی از مزیت تاثیرگذاری بر تصمیمات اجرایی و فرصت عملیاتی شدن راهبردها و تصمیمات خود بهره مند است. این جریان نیز حتی با فرض رعایت تمامی قواعد مربوط به انجام وظایف اصلی خود، در صورت فقدان پیوندهای لازم بین کاربری اراضی و سیاست های کلان توسعه اقتصادی - اجتماعی، از پشتوانه و پایه های نظری قابل اعتمادی برخوردار نخواهد شد و این امر باعث می شود تا بهره وری از منابع، سازماندهی فضا و کاربری اراضی در جهتی مخالف با نیات و ترتیبات مورد نظر سند چشم انداز بلندمدت توسعه پیش رود.۵- جدایی جریانهای آمایش سرزمین و برنامه ریزی کالبدی، زمینه های تشتت در مدیریت بهره وری از سرزمین و سازماندهی فضایی توسعه، انجام اقدامات موازی و گاه بی نتیجه را فراهم می آورد و علاوه بر اتلاف هزینه و منابع انسانی، منجر به دستیابی به نتایج ناهماهنگ و بعضا متناقض میشود. در مقابل پیوند و تعامل لازم بین آنها به رفع نقص هر یک با بهره گیری از نقاط قوت دیگری می انجامد و موجبات وحدت در مبانی نظری، تقویت پایه های اطلاعاتی، اعتلای روشهای تحلیلی و ارتقاء فنون تصمیم گیری را فراهم آورده و در نهایت به افزایش کارایی آنها منجر می گردد. پیوندهای مناسب و سازمان یافته بین آمایش و برنامه ریزی کالبدی، فرصت تعامل کارآ و هماهنگ سایر جریانات تصمیم گیری با آنها را بوجود می آورد و به افزایش سطح کارآیی عمومی نظام تصمیم گیری می انجامد. بررسی سیر تحولات و تغییرات درآمایش سرزمین فریدونکنار  مفهوم عملیاتی این تعریف شناسایی قابلیت ها و امکانات سرزمین بوده است وگزینه های استفاده از آنها را طرح و بررسی می کند. به عبارتی با ادبیات مرسوم آمایش، "فعالیت یابی" محور اصلی در این تلقی برای بهره وری از سرزمین می باشد وهمچنین مقولات مربوط به جمعیت جنبه حاشیه ای دا شته و کمتر مورد توجه قرار گرفته است.در این تلقی وظائف آمایش سرزمین عمدتا شناسایی قابلیتها و امکانات و طراحی گزینه های امکان پذیر،برای بهره برداری از آنها و انتخاب گزینه مناسب می باشد.آمایش سرزمین در آن دوران دارای جامعیت و خصلت بین بخشی بوده است و به عنوان سندراهنماوبالادست بخشهای مختلف مورد توجه قرار داشته است وارائه گر یک برنامه توسعه ملی با دید درازمدت بین بخشی ،بین منطقه ای بوده است.. برنامه‌ توسعه‌ بخش‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ نیز از این‌ قاعده‌ مستثناء نیست‌ و با بررسی‌ توزیع‌ امکانات‌ فرهنگی‌ و زیربناهای‌ اجتماعی‌ ـ فرهنگی‌ موجود در مناطق‌ مختلف‌ به‌ این‌ عدم ‌توازن‌ پی‌ خواهیم‌ برد. چون‌ معیارهای‌ تصمیم‌ گیری‌ با الگوی‌ مرکز ـ پیرامونی‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ (سند برنامه‌ اول، 1367؛ سند برنامه دوم، 1372؛ سند برنامه سوم، 1378؛‌ سیاست های فرهنگی، 1378)، بیشترین‌ امکانات‌ فرهنگی‌ در شهرهای‌ بزرگ‌ و متمرکز شده‌ است‌، در مقابل‌ در مناطق‌ جنوبی‌ و جنوب‌ غربی‌ با قطب‌ محروم‌ فرهنگی‌ کشور مواجه‌ هستیم. بزرگترین‌ و گسترده‌ترین‌ برنامه‌ریزی ها با شکست‌ مواجه‌ شد، که‌ برنامه‌ و تجویزهای‌ آنان‌ بدون‌ توجه‌ به‌ شرایط طبیعی‌ و اجتماعی‌ محلی‌ و ارتباط بین‌ رفتارها و زیست‌بوم‌ مناطق‌ مختلف‌ و محلی‌ تنظیم‌ شده‌ بود.که ما این قضیه را در شهرستان فریدونکنار متاسفانه میبینیم که آیا گردشگری کردن شهرستان یا فضای کشاورزی شهرستان یا منطقه ی حفاظت شده ی شهرستان و .... کدام یک از آنها طبق آمایش بهتر و منطقی تر می باشد  .با نظری‌ به‌ برنامه‌های‌ توسعه‌  فریدونکنار می‌توان‌ دریافت‌ که‌ به‌ ابعاد جغرافیایی‌ فرهنگ‌ کم‌ توجهی‌ شده ‌است‌. شاید یک‌ دلیل‌ موجه‌ آن‌، محتوای‌ جغرافیای‌ فرهنگی‌ است‌ که‌ در قالب‌ برنامه‌ریزی‌های‌ کوتاه‌ مدت‌ و حتی‌ میان‌ مدت‌ نمی‌گنجد و تحقیقات‌ دامنه‌داری‌ را در قالب‌ برنامه‌ریزی‌های‌ بلندمدت‌ طلب‌ می‌کند. در بخش‌ اهداف‌ بلندمدت‌ آمایش‌ که‌ علاوه‌ بر فرهنگ‌ عمومی‌، به‌ جوامع‌ منطقه‌ای‌ و فرهنگ های‌ بومی‌ و پراکندگی‌های‌ آن‌ها در سرزمین‌ ایران‌ و هم‌ چنین‌ به‌ زبان‌، دین‌ و قومیت‌ مناطق‌ مختلف‌ پرداخته‌ می‌شود، چنان‌ تحقیقات‌ و برنامه‌هایی‌ ضروری‌ خواهند بود.روشن‌ است‌ که‌ در استان های‌ مختلف‌ کشور از نظر توسعه‌ یافتگی‌ فرهنگی‌ نابرابری‌ وجود دارد و شکاف‌ میان ‌آن ها کاملاً مشهود است‌. مسأله‌ مهم‌ در علل‌ این‌ عقب‌ افتادگی،‌ رویکرد حاکم‌ بر نظام‌ برنامه‌ریزی‌ در کشور طی ‌پنجاه‌ سال‌ گذشته ‌بوده است‌. از سال‌ 1327 تاکنون‌ عملاً هشت‌ برنامه‌ عمرانی‌ میان‌ مدت‌ را به‌ انجام‌ رسیده‌ است‌ و اکنون‌ در پایان‌ برنامه‌ هشتم‌ (برنامه‌ چهارم‌ پس‌ از انقلاب‌) به‌ سر می‌بریم‌. در تمامی‌ این‌ برنامه‌ها دیدگاه ها و تصمیم‌گیری های‌ متمرکز حاکم‌ بوده‌ و از الگوی‌ توسعه‌ مرکز ـ پیرامون‌ پیروی‌ شده‌ است .به‌ نظر می‌رسد می‌بایست‌ الگوی‌ توسعه‌ با توجه‌ به‌ شرایط طبیعی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ مناطق‌ مختلف‌ انتخاب‌ شده‌ و در نظام ‌برنامه‌ریزی‌ کشور به‌ برنامه‌ریزی‌ فضایی‌ و در زمینه‌ برنامه‌ریزی‌ منطقه‌ای‌، به‌ دوری‌ از برنامه‌ریزی‌ بخشی‌ بیشتر توجه‌ شود. به‌ بیان‌ دیگر، با آنچه‌ در برنامه‌های‌ توسعه‌ گذشته‌ تحقق‌ یافته‌ ضروری‌ است‌ تا جهت‌ کاهش‌ تفاوت های‌ استانی‌ توسعه‌ یافتگی‌ فرهنگی‌ به‌ برنامه‌ریزی های‌ منطقه‌ای‌ و دوری‌ از برنامه‌ریزی‌ بخشی‌ و پیروی‌ از سیاست های‌ متعادل‌ و متوازن‌ در ایجاد فرصت های‌ برابر برای‌ منابع‌ تمام‌ مناطق‌ و استان ها روی‌ آورده‌ شود. بدیهی ‌خواهد بود که‌ در برنامه‌ریزی های‌ منطقه‌ای‌ باید به‌ استان های‌ محروم‌ و کمتر توسعه‌ یافته‌ ‌بیشترین توجه‌ صورت گیرد. برنامه‌ریزی‌ منطقه‌ای‌ کشور بر اساس‌ معیارها و شاخص های‌ اجتماعی‌ ـ فرهنگی‌ که‌ از قابلیت ها و تنگناهای‌ هر منطقه‌ ناشی‌ می‌شود، به‌ نقش‌ و عملکرد آتی‌ هر منطقه‌ و استان‌ می‌پردازد. از این‌ نقطه ‌نظر استان ها و مناطق‌ کشور با سه‌ عملکرد فراملی‌، ملی‌ ـ منطقه‌ای‌ و استانی‌ تفکیک‌ و مشخص‌ می‌شوند. پیشنهاد عملکردهای‌ تخصصی‌ مناطق‌ مختلف‌ برای‌ افق‌ 1404 بر اساس‌ معیارهای‌ ذیل‌ صورت‌ گرفته‌ است‌:1ـ مناطقی‌ با عملکرد اجتماعی‌ و فرهنگی‌ فراملی‌: الف‌ ـ پیشینه‌ تاریخی‌ ـ فرهنگی‌ ب‌ ـ خاستگاه‌ تمدن های‌کهن‌ بوده‌ و از نمادهای‌ مرکزیت‌ فرهنگی‌ برخوردار باشد ج‌ ـ برخوردار از امکانات‌ و فرآوردهایی‌ فرهنگی‌ که‌ توان‌ پوشش‌ جوامع‌ دیگر را داشته‌ باشد خ‌ ـ برخورداری‌ از معیارهای‌ زبان‌، مذهب‌ و قومیت‌ که‌ فصولی‌ مشترکی‌ با جوامع‌ دیگر داشته‌ باشند د ـ جایگاه‌ جغرافیای‌ فرهنگی‌ که‌ برای‌ نقش های‌ فراملی‌ کلیدی‌ است‌ ر ـ تحولات‌ ژئوپولتیک‌ منطقه‌ای‌ و جهانی‌ ت‌ ـ برخورداری‌ از زیرساخت های‌ اجتماعی‌ و فرهنگی (سرمایه‌های‌ اجتماعی و فرهنگی‌، سازمان های‌ غیردولتی2ـ مراکزی‌ با عملکرد اجتماعی‌ و فرهنگی‌ ملی‌ ـ منطقه‌ای‌: الف‌ ـ برخورداری‌ از امکانات‌ و فرآوردهایی ‌فرهنگی‌ که‌ توان‌ پوشش‌ ملی‌ و منطقه‌ای‌ داشته‌ باشد ب‌ ـ وضعیت‌ مناطق‌ محروم‌ پیرامونی‌ ج‌ ـ مرکزیتی‌ از فرآورده‌های‌ سنتی‌ ـ فرهنگی‌ برای‌ استان ها و مناطق‌ دیگر ج‌ ـ برخورداری‌ از معیارهای‌ زبان‌، مذهب‌ و قومیت‌ که‌ فصول‌ مشترکی‌ با استان های‌ همجوار داشته‌ باشند.3ـ مراکزی‌ با عملکرد اجتماعی‌ و فرهنگی‌ استانی‌: الف‌ ـ عدم‌ برخورداری‌ از شرایط مذکور در مناطقی‌ با عملکرد فراملی‌ و ملی‌ ـ منطقه‌ای‌ ب‌ ـ بحرانی‌ بودن‌ اوضاع‌ اجتماعی‌ ج‌ ـ آسیب های‌ اجتماعی‌ و میزان‌ بزه‌کاری‌ و باندهای‌ غیرقانونی‌ ح‌ ـ عدم‌ کفایت‌ امکانات‌ فرهنگی‌ برای‌ مردم‌ استان.ولی‌ مناطق‌ محروم‌ مرزی‌ کشور هنگامی‌ که‌ در کنار کشوری‌ قرار داشته‌ باشند که‌ از توان‌ زایش‌ فرهنگی‌ امروزین ‌برخوردار نیست‌،مثل شهرستان فریدونکنار که یک شهرستانی ساکن مرز آبی این کشور می باشد   که با وضعیت‌ بحرانی‌تری‌ روبرو  است و از این روی در اولویت‌ توجه‌ قرار می‌گیرند.. مناطق‌ محروم‌ هنگامی‌ که‌ در همسایگی‌ خود با تمایلات‌ تجزیه‌ طلبانه‌ روبرو هستند، وضع‌ بحرانی‌ را نشان‌ می‌دهند. بی‌شک‌ اگر توسعه‌ در ابعاد اقتصادی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ در این ‌مناطق‌ ایران‌ به‌ گونه‌ای‌ باشد که‌ آنان‌ خود را در وضعیتی‌ مطلوبتر از اقوام‌ خود در آن‌ سوی‌ مرزها ببینند، تمایلات‌ تجزیه‌ طلبانه‌ رشد نخواهد یافت،‌ چه‌ به‌ جای‌ این‌ که‌ به‌ چالشی‌ جدی‌ بدل‌ شود.. برنامه‌ریزی‌ منطقه‌ای‌ در بخش‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ به‌ دو حوزه‌ امور زیربنایی‌ و امور استان ها‌ تقسیم‌ شده‌ است‌. در امور زیربنایی‌ به‌ برنامه های مشارکت‌، ارتباطات‌ و آموزش‌ در همه‌ سطوح‌ خرد، میانه‌ و کلان‌ اجتماعی‌ـ فرهنگی‌ پرداخته‌ تا مباحث‌ مربوط به‌ مردم سالاری را به‌ عنوان‌ اصلی‌ترین‌ زیرساخت های‌ توسعه‌ پایدار در همه ‌ابعاد تحقق‌ بخشد. همچنین‌ راهکارهای توجه‌ به‌ فرهنگ ها و جوامع‌ منطقه‌ای‌ در عین‌ حفظ هویت‌ و انسجام‌ ملی‌، تقویت ‌سرمایه‌های‌ انسانی‌، اجتماعی و فرهنگی‌، تشکیل‌ و گسترش‌ سازمان های‌ غیردولتی‌، برخورداری‌ از رسانه‌های‌ مستقل‌ بومی، پاسخگویی‌ دولت‌ به‌ شهروندان‌ مناطق محلی از طریق‌ رسانه‌ها، توجه‌ به‌ افکار عمومی ‌محلی و پژوهش های‌ بی‌طرفانه‌ و علمی‌ مبتنی‌ بر آن‌، و استفاده‌ از اوقات‌ فراغت‌ برای‌ کارهای‌ داوطلبانه‌ و مردمی‌، از شرایط تحقق‌ عینی‌ مردم سالاری‌ است‌ که ‌در برنامه‌ریزی‌ آمایش‌ سرزمین‌ در بخش‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ مدنظر قرار گرفته‌ است‌. در بخش ‌امور استان ها‌، هر استان‌ برحسب‌ برخورداری‌ از امکانات‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ در نظر گرفته‌ شده‌ است‌.فعالیت‌های آمایش سرزمین در 6 سطح انجام مطالعات، تدوین قواعد، مدیریت ، تدوین برنامه‌ها، اجرای برنامه‌ها و ارزشیابی فعالیت‌های آمایش سرزمین، از یکدیگر قابل تجزیه و تفکیک است که به نظر می‌رسد از 6 مرحله یاد شده درفریدونکنار  طی 30 سال اخیر کدام یک از این موارد آمایش سرزمین انجام شده ،و طبق تحقیقات اقدام قابل توجهی در زمینه‌های تدوین و اجرای برنامه‌های آمایش سرزمین و فعالیت‌های ارزشیابی آن انجام نشده است. یافته‌های ارزشیابی به عمل آمده نشان می‌دهد که از یک طرف تاکنون عزم و اراده کافی برای به کار بردن نتایج مطالعات آمایش سرزمین در تدوین و اجرای برنامه‌های توسعه وجود نداشته و از طرف دیگر قوانین، قواعد، مقررات متناسب و همسو و گریزناپذیر بر اعمال همه مقتضیات آمایش سرزمین، حاکمیت نیافته‌اند .انسجام و یکپارچگی لازم به منظور طراحی، برنامه‌ریزی، تدوین و اجرای برنامه‌های توسعه، متناسب با مقتضیات آمایش سرزمین وجود ندارد و به همین دلیل در حال حاضر طراحی و به کارگیری یک «نظام برنامه‌ریزی مبتنی بر آمایش سرزمین» به عنوان جریان واحد برنامه‌ریزی توسعه ضرورت دارد.به طور کلی آمایش سرزمین یک برنامه کلی و جامع و بی بدیل است، زیرا جامع‌نگر، کل نگر و منتهی به جغرافیا با دیدی درازمدت و چند انضباطی است ضمن این که در بحث‌های آمایش سرزمین، نقش آمایش وسیع‌تر شده و وارد مباحث تدوین دیدگاه درازمدت نیز شده و حتی به مباحث هویت ملی و سرمایه اجتماعی نیز توجه کرده است. همچنین رابطه‌اش با برنامه‌ریزی بخشی این است که به عنوان سندی درازمدت و فرابخشی می‌تواند هماهنگی‌های لازم را میان بخش‌ها ایجاد و در مرحلة نهایی از نتایج فعالیت‌های بخش‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی بهره‌برداری کند. آمایش سرزمین، راهکار توسعه پایدار دستیابى به توسعه متعادل با روش هاى متداول کنونى که دولت بار اصلى توسعه را به دوش مى کشد اگر غیرمحتمل نباشد در حالتى خوش بینانه بدون آمایش سرزمین امرى طولانى و زمان بر خواهد بود. تجربه برنامه ریزى بخشى و سیاست محرومیت زدایى به شیوه کنونى که عدم تعادل هاى موجود و گسترش شکاف روزافزون میان مناطق توسعه یافته و کمتر توسعه یافته کشور را به دنبال داشته است، روشن ترین دلیل بر ناکارآمدى این روش ها است.گرچه نقطه روشن، ایجاد مرکز آمایش توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزى است، اما جاى تردیدى نیست که دولت و اعتبارات دولتى همچنان نقش محورى در فرآیند توسعه خواهند داشت، که این نقش مى بایست جهتى دوسویه داشته باشد. بدین معنى که دولت با کاهش تدریجى نقش خود در مناطق توسعه یافته از یک سو و با سرمایه گذارى در زیرساخت هاى اساسى در مناطق کمتر توسعه یافته، بستر توسعه را آماده کند واز سوى دیگر با برقرارى تسهیلاتى که با مکانیزم هاى ساده و فارغ از پیچیدگى هاى بوروکراتیک کنونى، در اختیار متقاضیان راه اندازى واحدهاى تولیدى در این مناطق قرار گیرد، زمینه جلب مشارکت هاى مردمى و بخش هاى غیردولتى و شرکت هاى دولتى را در این مناطق فراهم آورد. سازوکار آمایش سرزمین شیوه مناسبى براى رسیدن به این هدف است.که در فریدونکنار این عمل شدنی می باشد .در واقع تمام فعالیت هاى عمرانى و رفاهى بایستى براساس آمایش سرزمین انجام گیرد. اقداماتى نظیر احداث جاده، بیمارستان، کارخانجات و.... همه براساس معیارهاى استاندارد، خواهد توانست زمینه هر نوع اعتراض حتى فعالیت هاى سیاسى و تبلیغاتى بعضى از گروه هاى متقاضى شرکت در ساختار قدرت را به منظور رسیدن به اهداف سیاسى بگیرد. چراکه هر اقدام رفاهى بر مبناى آمایش سرزمین پاسخگویى هر شبهه اى در تخصیص منابع خواهد بود. در این شرایط ترکیبى مناسب از رشد جمعیت و تقاضاى آینده و چشم انداز آن مبتنى بر برنامه ریزى منطقه اى آمایش سرزمین به نتیجه خواهد رسید.اهداف آمایش سرزمین کارکردهاى آمایش سرزمین در کاهش فقر و محرومیت مورد بررسى قرارگرفته و اثرات آن بر جنبه هاى اجتماعى و فرهنگى و امنیت اقتصادى مورد تجزیه و تحلیل قرار مى گیرد.باید گفت شاخص هاى فقر و محرومیت شهری  و منطقه اى با یکدیگر ارتباط متقابل دارند و تنها با دیدگاه سیستمى مى توان آن را به طور همه جانبه مورد بررسى قرار داد، ضمن آن که اثرات و کارکردهاى برنامه ریزى آمایش سرزمین در کاهش شاخص هاى ترکیبى فقر و محرومیت شهری  و منطقه اى و امنیت اقتصادى بر کسى پوشیده نیست.در حقیقت، اهمیت مسئله برنامه ریزى آمایش سرزمین یا برنامه ریزى فضایى، مقوله اى است که بر آن تأکید شده است و برخى جوانب مهم این گونه برنامه ریزى معرفى شد .پاسخ قانع کننده خود را بهتر است در برنامه ریزى آمایش سرزمین جست وجو شود . در حقیقت مى توان دریافت که با اجراى برنامه ریزى فضایى، از سطح بین المللى تا سطوح محلى مى توان به این گونه عدم تعادل ها خاتمه داد. یعنى در حقیقت فقر و محرومیت ملى و منطقه اى را کاهش داد. به علاوه از طریق برنامه ریزى فضایى هم روستاها و هم شهرها از بند فقر و محرومیت رها خواهند شد در غیر این صورت، تأکید بر برنامه ریزى بخشى و عدم توجه به اجراى برنامه ریزى فضایى، علاوه بر این که تنگناهایى را براى روستاها پدید مى آورد، باعث مى شود که مردمان مناطق حاشیه اى و به خصوص روستائیان به سوى قطب ها و شهرهاى بزرگ مهاجرت کنند و چون شهرها نیز ظرفیت پذیرش تمامى افراد مناطق حاشیه اى و روستایى را نخواهند داشت، لذا بروز مسائل گوناگون شهرى نظیر حاشیه نشینى در جوار شهرهاى بزرگ، آلودگى و نیز دور از واقعیت نخواهند بود و عدم تعادل فضایى همچنان برقرار خواهد ماند.بر این اساس که توجه به سیاست هاى کلان آمایش سرزمین ضرورت مى یابد. موارد ذیل در چارچوب سیاستگذارى در زمینه آمایش سرزمین قابل بررسى و تأمل است:* گسترش و تجهیز کریدورهاى ارتباطى با عملکرد فراملى و مراکز جمعیتى مستقر براى استفاده از مزیت هاى موقعیت جغرافیایى و ترانزیتى* تقویت ظرفیت هاى تولیدى در صنایع مورد تقاضا در نواحى مناسب بازارهاى مصرف* پیش بینى مراکز صنعتى مناسب و مکان یابى آنها* تعیین و آماده سازى مسیرهاى انتقال انرژى در ابعاد داخلى* تجهیز مراکز جمعیتى و صنعتى، توسعه ظرفیت هاى زیربنایى با توجه به تفاوت هاى عمده بین مناطق به لحاظ زیست محیطىتوزیع مناسب جمعیت و فعالیت ها در پهنه سرزمین و بهره بردارى کارآمد، از قابلیت ها و مزیت هاى کشور «سند ملى آمایش سرزمین» در کشور است. این امر در سه سطح کلان، بخشى و استانى انجام مى گیرد.در سطح کلان محورهاى ذیل مورد توجه مى باشند:* چشم انداز توسعه فضایى کشور- تحلیل شرایط منطقه اى و بین المللى- محدودیت ها و مزیت هاى سرزمین- توزیع جمعیت- راهبردهاى امنیتى و دفاعى- پایگاه اطلاعاتى مکانى و جغرافیایىدر سطح بخشى محورهاى ذیل موردتوجه قرار مى گیرند:- سازگارى فرآیند توسعه با ویژگى هاى سرزمین- سیاست هاى منطقه اى و سرزمینى بخش ها- اولویت ها در توسعه بخشدر سطح استانى نیز محورهاى موردتوجه موارد ذیل را شامل مى شوند:- بخش هاى محورى و اولویت دار- نقش استان در تقسیم کار ملى- سازمان فضایى توسعه استانبا این حال، آنچه که در اجراى سند آمایش سرزمینى کشورمان قابل توجه است، توجه به این نکته است که در صورت عدم توجه به شاخص هایى چون:جمعیت، امکانات، قابلیت ها و مزیت هاى نسبى، ظرفیت توسعه پذیرى.مشکلاتى فراروى اجراى آن ایجاد خواهد شد. این امر منجر به افزایش تهدیدات و یا تقویت تهدیداتى مى شود. به منظور کاهش هویت هر یک از این تهدیدات، توجه به کارکرد آمایش در کاهش فقر و محرومیت منطقه اى وشهری  نیز به عنوان یک محور اصلى باید مورد توجه قرارگیرد.اهداف تعیین شده در برنامه ریزى هاى سطوح مختلف، بهره ورى از منابع و ظرفیت هاى اقتصادى، اجتماعى و محیطى سرزمین، هدف اصلى آمایش سرزمین در شهرستان فریدونکنار است .که سایر اهداف سطوح توسعه، خرد و کلان را نیز دربرمى گیرد. درواقع رسیدن به هدف آمایش در یک افق بلندمدت بیست ساله مستلزم رسیدن به اهداف برنامه هاى پنج ساله، سالانه، بخشى و منطقه اى است و ضرورى است جهت گیرى این برنامه ها درراستاى اهداف آمایش صورت گیرد.از طرف دیگر مطالعه پیامدهاى فضایى هرکدام از سطوح فوق درتبیین بهتر جایگاه آمایش در نظام برنامه ریزى و در بین سطوح برنامه ریزى، کمک شایانى خواهد کرد. سازماندهى مناسب فعالیت و انسان در پهنه سرزمین، غایت اصلى تمام برنامه ریزى ها در سطوح مختلف است. اگرچه در سطح خرد، مکان یابى جهت حداکثر کردن سود بنگاه و درواقع جانمایى بهتر فعالیت ها پیامد فضایى این نوع برنامه ریزى است ولى این جانمایى در راستاى هدف بالاتر یعنى چیدمان منطقى فعالیت ها در پهنه سرزمین، در شهرستان فریدونکنار  ایفاى نقش مى کند.به عبارت دیگر، فرآیند برنامه ریزى صحیح و سلسله مراتبى از سطح آمایش ملى شروع و با تدوین برنامه هاى میان مدت توسعه اى و برنامه ریزى کلان اقتصادى به سطح برنامه ریزى خرد منتهى مى شود. اتکا به این سلسله مراتب نه تنها به اجرایى شدن مطالعات کلان و بلندمدت، کمک شایانى مى کند بلکه روند توسعه کشور را منطقى، هماهنگ و پویا مى سازد و عناصر توسعه یک کشور همانند اجزاى یک سیستم یا اندام هاى یک بدن داراى عملکردى تخصصى بوده. این امر موجب کاهش عوارض منفى توسعه و تعدیل تبعات منفى توسعه در شهرستان فریدونکنار  مى شود.. مرکز آمایش در فریدونکنار ، به آ موزش هاى مداوم جهت القاى تفکر آمایش سرزمین به بدنه کارشناسى مناطق مختلف اقدام نماید.با استناد به قانون برنامه چهارم توسعه، ساز و کار اجرایى فرااستانى و منطقه اى مورد نیاز جهت انجام مطالعات و اجراى آمایش سرزمین فراهم گردد.عمل آمایش شهری در واقعیتِ امر ابدا" غریب نیست ؛ وقتی ما به ساختن یک کارخانه یا به طورکلٌی تاسیس یک بنگاه ، نوسازی یک خانه درشهر ، کشیدن یک خیابان و امثال آنها می پردازیم مشغول آمایش کردن شهر شده ایم . هریک ازاین عمل ها جزئی از اصلاح ، بهبود و توسعه شهر به شمار می روند ، و چون در تغییر شکل یا به اصطلاح چهره جغرافیایی شهر تاثیر می گذارند جزئی از آمایش سرزمین محسوب می شوند : آمایش شهری با این همه آمایش شهری آنطور که جغرافیادانان کشور های در حال توسعه تصور ومعرفی می کنند تقریبا" همان جغرافیای شهری نیست . جغرافیا فقط شامل روشهای شناخت چهره ی زمین است و نه عمل بر روی آن که مستلزم روشهای آمایشی و قبل از همه اتخاذ سیاست یا سیاستهائی از آمایش سرزمین و آمایش شهری است .سیاست آمایش شهری در فریدونکنار آمایش شهری ، قبل از این که به عمل بپردازد ، نوعی تفکر ، مبانی و معیار های تصمیم گیری در امر توسعه ی مبتنی بر اراده قبلی ، عالمانه وخرد مندانه است که آن را « سیاست آمایش شهری » می خوانند .يكي از مسائل مهم و كليدي كه در كنار برنامه­ريزي­هاي كلان و بخشي بايد به طور مستقل به آن پرداخته شود، برنامه­ريزي آمايش سرزمين و برنامه­ريزي منطقه­اي است.برنامه­ريزي آمايش سرزمين، روند جامعي از برنامه­ريزي منطقه­اي را ارائه مي­كند.برنامه­ريزي آمايش سرزمين چون با ديدي وسيع و همه جانبه به فضاي ملي نگاه مي­كند، كليه مناطق كشور را با حوصله و دقت از جهات مختلف مورد مطالعه و شناسايي قرار مي­دهد و براساس توانمندي­ها، قابليت­ها و استعدادهاي هر منطقه باتوجه به يكنواختي و هماهنگي اثرات نتايج عملكردهاي ملي آن­ها در سطح ملي، نقش و مسئوليت خاص به مناطق مختلف كشور محول مي­كند.مهمترين خصوصيات آمايش سرزمين، جامع نگري، دورانديشي، كل­گرايي، كيفيت­گرايي و سازماندهي است.آمايش سرزمين زيربناي امر سازماندهي توسعه منطقه­اي و به بياني ديگر ابزار اصلي برنامه­ريزي و تصميم­گيري­هاي منطقه­اي و ملي است. آمايش سرزمين، زمينه اصلي تهيه برنامه­هاي توسعه اقتصادي- اجتماعي منطقه­اي را  در شهرستان فریدونکنار فراهم مي­آورد و ابزار اصلي تلفيق برنامه­ريزي­هاي اقتصادي و اجتماعي با برنامه­ريزي­هاي فيزيكي و فضايي خواهد بود. از آنجاكه براي تحقق اهداف توسعه همه منابع اجتماعي اعم از منابع انساني، اقتصادي، منبع فضايي و محيطي بايد به كار گرفته شود و بكارگيري آنان مستلزم برنامهريزي است؛ لذا آمايش سرزمين مبناي طرح­ها و برنامه­هاي جامع توسعه بوده و پيونددهنده برنامه­ريزي­هاي اقتصادي، اجتماعي و فضايي و يا مجموع آنان در قالب برنامه­ريزي جامع و در مقياس ملي و منطقه­اي است.در بحث آمايش سرزمين، مقوله «فضا» و تحليل قانونمندي­هاي حاكم بر شكل­گيري آن، كليدي­ترين نقش را در برنامه­ريزي دارد. به طور كلي در مورد فضا برداشت­ها و تعابير مختلفي وجود دارد. اما در مجموع مي­توان گفت فضا دربرگيرنده و حاصل روابط متقابل اقتصادي- اجتماعي بخشي از جامعه در محيط مشخصي از سرزمين است و سازمان فضايي تبيين روابط بين انسان و فضا و فعاليت­هاي انسان در فضا است. سازمان فضايي سيماي كلي و چگونگي پراكنش و اسكان جمعيت و توزيع استقرار و ساختار اقتصادي- اجتماعي و كنش­هاي متقابل بين آنها را مشخص مي­سازد.  

    شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

    کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
    آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

    کناریها | خبری | تفریحی | شخصی | مذهبی