ویژه های خبری

ما قدر ندانیم دیگران قدر می دانند نمیدانم چند سال قبل بود مطلبی نوشتم با همین تیتر "ما اگر قدر ندانیم،دیگران قدر میدانند" و در آن مطلب از لزوم برندسازی داشته هایمان گفتم و این را تذکر داد ...

ما قدر ندانیم دیگران قدر می دانند نمیدانم چند سال قبل بود مطلبی نوشتم با همین تیتر "ما اگر قدر ندانیم،دیگران قدر میدانند" و در آن مطلب از لزوم برندسازی داشته هایمان گفتم و این را تذکر دادم که اگر ما قدر داشته هایمان را ندانیم دیگران قدر داشته هایمان را خواهند دانست و اینطور هم شد نشان به آن نشان که چندی قبل استاندار مازندران شهر دیگری را پایتخت برنج اعلام میکند و یا کشتی شهر ما که روزی پایتختی برای خود محسوب می شد چون از گذشته برایش ارزش قائل نشدیم حال به جویبار اطلاق می شود،اما خواستم مطلبی متفاوت تر و البته تقریبا مشابه بنویسم و نمونه هایی از قدر نشناسی داشته هایمان را برایتان بازگو کنم و قبلا از آن هایی که با خواندن این نوشته دلخور می شوند پیشاپیش عذر خواهی میکنم. قدر جوانان و مدیران بومی شایسته را نداستیم بله واقعیت را باید پذیرفت ما قدر جوانان و مدیران شایسته شهرمان را ندانستیم و آنقدر او را بی رغبت کرده ایم که دیگر رمقی حتی برای پا پیش گذاشتن در مسائل شهری هم ندارد و آن زمزمه که لایق ها خانه نشین شده اند و نالایق ها پشت میز نشین را یک واقعیت می دانم،وقتی جوان شهر می بیند از کوچکترین پروژه های شهری تا بزرگترینش به پیمانکاران غیر بومی داده می شود و یا مدیران بومی و لایق از کوچکترین پست مدیریتی در این شهر محروم هستند و یا میبینند هنوز مردم و به اصطلاح بزرگان شهر هم به جوانان اعتنایی ندارند و هر جا خواستند ورود پیدا کنند با لفظ این ها بی تجربه هستند روبرو میشوند،خوب مشخصا بی انگیزگی و خانه نشینی و یا عزیمت به شهرهای دیگر سهل ترین و البته بهترین تصمیم است. قدر ورزش اول شهر و جوانان شایسته ی رشته های ورزشی دیگر را ندانستیم آن روزی که عباس حاج کناری دنیا را مبهوت و ایران به داشتنش افتخار می کرد و فریدونکنار نگاه ها را به خود مجذوب کرد باید بیلبورد پایتخت کشتی ایران ورودی شهر ما قرار می گرفت و در حد لفظ و بیان نمی ماند،باید این روند قهرمان سازی ادامه پیدا می کرد و با حمایت از مربیان فریدونکناری و رشته کشتی در باد آن قهرمانی ها نمی خوابیدیم اما نگار حسادت ها،کینه ها و نفع شخصی ما را به جایی رساند که حاضریم جوانان شایسته این رشته را هم زیر پا له کنیم تا مطامع شخصی خود را به بار بنشانیم،آنقدر مربی های ما در تمامی رشته های ورزشی این شهر از هم دور هستند که اهداف انگار گم شد و سردرگم در تلاشی بیهوده هستیم و تک قهرمانی هایی آن هم تک محور گاهی از برخی رشته ها شنیده می شود،نمی دانم چرا نمی شود مربیان رشته های مختلف دور یک میز بنشینند و تصمیم بگیرند و حرکتی مثبت انجام دهند و برای هر ورزشی ما تیم منتخبی در شهر داشته باشیم،نمی دانم چه شد که آن سرمایه گذار را در سال های اخیر در رشته کشتی که ظرفیت مناسبی برای شهر بود را فراری دادیم،نمیدانیم کی و چه وقت؟! هر چه زمان میگذرد ما بازنده ای بیش نیستیم و داشته هایمان به هدر می رود و حتی شایسته ها به شهرهای دیگر کوچ میکنند و مربیان ورزشی اما منیت هایشان کنار نمی رود و متولی ورزش هم در این چند سال ککش هم نمیگزد و دلخوش به تک قهرمانی ها ورزشکاران ماست و هنوز سوال اینکه چرا شهر نباید تیم منتخب در هر رشته ورزشی داشته باشد بی جواب مانده است. قدر برنج و ماهی و درنا را ندانستیم هر کدام از این ها را اگر هر شهری داشت ، جشنواره های متعددی برگزار می کرد،برنامه های کشوری و با کیفیت بر گزار میکرد،کل شهر را بیلبورد هایی می گذاشت و در شناخت و آگاهی آن به آیندگان قدم بر می داشت. تصور کنید برای مطاعی مانند بهار نارنج که حتی دو شهر بزرگ ما را درگیر کرده چه جنجال ها و برنامه های چند صد میلیونی برگزار میکنند،اما اینجا در شهر ما به راحتی گذاشتیم،رسانه ها به ما لقب سیاه چاله آسیا را بدهند ، براحتی گذاشتیم از مهاحرت پرنده که میتوانست به چهره بی بدیلی برای شهر تبدیل شود اما با واژه هایی همچون قتل عام در وصف مردمان سخت کوش فریدونکناری چهره این شهر را سیاه کنند و کسی حرفی نمی زند و موضعی نمی گیرد،شهری که می توانست در زمینه برنج همین حالا در دنیا حرف برای گفتن داشته باشد اما نشد،حتی دریغ از یک تابلو ورودی چه بسا اگر خیرین را وارد این عرصه می کردیم حال نتیجه گرفته بودیم،شهرهایی که برای هر محصول کوچکشان خودشان را پایتخت می دانند اما ما داشته هایمان را قدر نمیدانیم و یا میخواهیم خود را به ندانستن بزنیم.ما می توانیم پایتخت پرندگان مهاجران دنیا باشیم،می توانیم پایتخت برنج کشور باشیم،میتوانیم پایتخت بهترین ماهی کشور باشیم اما چرا نمی شود و این بی تدبیری ها از کجاست ؟! به نظر شما از تنگ نظری نیست؟! از نابلدی در مدیریت شهری نیست؟! از نبود یک بزرگتر که این مسائل را جمع کند نیست ؟!دنبال چه هستیم آیا با لفظ بگوییم کفایت میکند تا کی باید حرف بزنیم و پس کی باید اقدام و عمل را نشان دهیم بس نیست شعارهای پوشالی و زننده ؟! قدر سینما و هنرمندان و فعالان فرهنگی را ندانستیم در این شهر آن زمانی که هنرمند و سینما بود قدر دانسته نشد و رفته رفته به فراموشی سپرده شد اگر از همان روزهای اول در صدد احیای سینما بودیم و دست روی دست نمیگذاشتیم مطمنا راه اندازی دوباره آن میسر بود و حال حسرت چندین ساله بر دلمان نمی ماند بله آن روزها پدران و پدر بزرگانمان بودند و نخواستند و دفاع نکردند حال که ما هستیم برای آیندگان چه تحفه ای باقی گذاشتیم؟!اگر قدر هنرمندانمان را می دانستیم تا حال منتظر قلی پناهی ها و شکرانه های دیگر نبودیم که آیا ظهور کنند برای خنداندنمان یا خیر، ما اگر قدر فعالان فرهنگی از جمله هیئت های مذهبی را می دانستیم و حداقل ارزشی برای فرهنگ مذهبی شهر قائل بودیم و حمایت مادی و معنوی درستی انجام می دادیم میتوانستیم مانند گذشته دور همچنان از شهرهای خوب باشیم.آری رفته رفته به مانند شهر که فرسوده شد ما نیز فرسوده و خسته شدیم دیگر برای موفقیت هم دعا نکردیم بلکه سکویی ساختیم برای بالا رفتند و سوء استفاده کردن دیگران،دیگر نفع جمعی را فدای نفع شخصی کردیم،دیگر نتوانستیم زیر یک پرچم گرد هم آییم و راه علاج برایش پیدا کنیم و همچنان این قدر نشناسی ما پا برجاست و انگار سرگذشت سینما پیوند را دوست داریم به نوعی دیگر در شهر رقم بزنیم مثلا الان قدر سونا صدف را نمیدانیم ، قدر مجتمع ورزشی معرفت با این همه ظرفیت را نمی دانیم،قدر باغ پرندگان را نمی دانیم، چرا چون شاید ضرر عده ای در آن باشد چرا ؟ چون پای منیت های عده ای در میان است ، هیچ وقت آینده نگری را نخواستیم و سیاه نمایی را دوست داشتیم و هیچ وقت به فرزندان آینده این شهر فکر نکردیم قدر توریست و گردشگر را ندانستیم در روزگاری که برخی کشورهای دنیا بحث گردشگر و توریست از جمله مهمترین مسائل اقتصادی آن هاست ما در فریدونکنار شهر پر از رودخانه و پرنده مهاجر و تالاب و دریا و ساحل بکر و جنگل همچنان بیکاری جوانان در آن بیداد می کند همچنان در فکر شهرک صنعتی هستیم و همچنان در فکر مستقر کردن ادارات در سواحل هستیم،همچنان در بی تدبیری به سر می بریم و فضاهای بکر و جنگل های سوته و جزین و زاهد کلا را رها کردیم،شهری که میتواند تورهای گردشگری را در فصولی از سال داشته باشد اما ما قدر نمیدانیم و برنامه ای برای آن نداریم،ما هنوز به مسافر که میتواند برای شهر نعمت باشد و باعث رونق اقتصادی شود بد برخورد میکنیم و به چشم غریبه آن ها را نگاه میکنیم و با اخلاق تند خاطرات بدی برای گردشگران و مسافران بجا میگذاریم و هنوز در ابتداییات فرهنگ شهروندی مانده ایم و راه ورود سرمایه گذار را به این شهر را هموار نکرده ایم.   حرف آخر بله این مشت نمونه ای از خروار بود از قدر نداستن داشته هایمان که هر کدامشان امروز برندی میتوانست باشد برای دیارمان که متاسفانه اشخاص منفعت طلب با نگاه سلیقه ای و ایجاد اختلاف افکنی های وسیع در لایه لایه های این شهر هیچوقت آن اتحاد و انسجام را به شهر نتوانست ببخشند،اتحاد و انسجامی که گاه گاهی به انتخاب های ما نیز بستگی دارد و نوع قدرت دادن به برخی آدم هایی که وقتی در پست و مقامی قرار گرفتند به جای سازندگی تخریب نکنند و به دنبال حواشی بیشتر از متن نباشند چرا که همین انتخاب باعث می شود فریدونکنار شهرستان می شود اما دریاکنار را به راحتی از دست می دهیم و حریم شهری را به جای توسعه کم میکنیم،همین انتخاب باعث میشود بندر در فریدونکنار وجود دارد اما به خاطر نبود تعامل درست یا کارگران چندین ماه پول خود را نمی گیرند و کسی حرفی نمی زند و اغلب کارگرهایش فریدونکناری و بقیه از شهرهای مجاور هستند،همین انتخاب ها باعث میشود مسکن مهری که برای جوانان شهر ما بود را در دوره ای به افراد یک اداره و سازمانی بدهند،همین انتخاب ها باعث می شود شهردارهای رشوه بگیر را در دوره ای در شهر می آورند و قبل استیضاح فراریش میدهند،آری داشته هایمان یکی پس از دیگری از دست می رود و همین تعصبات گاه غیر منطقی و حمایت نکردن از افراد شایسته است که مدیران ما در بیرون از شهر مشغول مدیریت هستند و غیر بومی های گاها ناشایست در شهر ما پشت میز نشین شده اند. اینجا فریدونکنار است شهری که با تمام پتانسل های موجود اما از همه ظرفیت هایش برای رشد و توسعه استفاده نشده و مغفول مانده است حال با این وضعیت جامعه شناختی از این شهر نمیتوان انتظار معجزه داشت،نمیتوان در انتظار مختار یا رابین هود و یا بت من ماند باید خودمان شروع کنیم و نوع نگاه و نگرش خودمان را تغییر دهیم و در انتخاب هایمان دقت کنیم و از تعصبات فردی دوری کنیم و شایستگان را کنار هم قرار دهیم تا شاید زین پس افرادی دلسوز و متخصص و متعهدی بیایند و قدر این داشته ها را بدانند و بدانیم اگر ما قدر ندانیم دیگران قدر خواهند دانست و داشته هایمان به نام آن ها سند خواهد خورد.   سید عباس بردبار 11 آذر ماه 1395

    الهه ش

    بسیار تأمل بر انگیز بود

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

کناریها | خبری | تفریحی | شخصی | مذهبی