ویژه های خبری

بسمی تعالی موضوع:                            مدیریت شهری یا شهر داری نویسنده و محقق : دانای بیدار کنده کاری های سطح شهر توسط ادارات حفار نظیر اداره آب، مخا ...

بسمی تعالی موضوع:                            مدیریت شهری یا شهر داری نویسنده و محقق : دانای بیدار  کنده کاری های سطح شهر توسط ادارات حفار نظیر اداره آب، مخابرات و اداره برق، نبود مدیریت واحد شهری و عدم هماهنگی بین ادارات با شهرداری و عدم تخصیص بودجه به ادارات مربوطه موجب موازی کاری با اقدامات شهرداری می شود.(آسفالت جاده ها و خیابان های شهر و محلات ۲۰۰ هزار مترمربع بود، تا کنون ۸۰ هزار مترمربع از خیابان های اصلی و کوچه های پرتردد آسفالت شد )یا به  عنوان مثال می توان گفت که :بیان اینکه جایگاه موقت زباله شهرداری در مجاور دریا و آبندان های روستا ، به صورت روزانه جمع آوری و به مکان های دیگر منتقل می شود،شهرداری باید با  همکاری محیط زیست در حال ارزیابی برای انتخاب محل مناسبی برای جایگاه موقت زباله و خارج از شهر باشد که تا قبل از احداث کارخانه کمپوست مورد استفاده قرار گیرد و محیط زیست نیز انتظار می رود تا در خصوص جایگاه موقت و جدید زباله هماهنگی بیشتری با شهرداری داشته باشد. که این نوعی مدیریت در شهر است و شهرداری غافلانه یا جاهلانه یا .... بین مدیریت شهری و شهرداری فرق قائل نمی شود .عدم وجود مدیریت واحد شهری و عدم هماهنگی بین ادارات با شهرداری و عدم تخصیص بودجه به ادارات مربوطه موجب موازی کاری با اقدامات شهرداری می شود.عدم وجود منابع مالی کافی موجب کندی در روند کارهای عمرانی، فرهنگی و … توسط شهرداری و شورای شهر فریدونکنار  است.بین وظایف شهردار و مدیر شهر تفاوت وجود دارد/شهردار باید سابقه اجرایی داشته:شهردار باید در زمینه تحصیلات و تصدی پست مدیریت شهری ارتباطی وجود داشته باشد وفرد مورد نظر سوابق اجرایی لازم را نیز داشته باشد و به زبان ساده تر کاربلد باشد. مولفه های مدیریت شهری در کلانشهر در بحث مدیریت شهری یک دیدگاه آکادمیک وجود دارد که همان جمع آوری ، برنامه ریزی ، پایش فعالیت ها است و بخشی از آن به شهر بر می گردد که باید این پایش ها ، دسته بندی و برنامه ریزی شود و به مرحله ی نظارت و اجرا برسد . در مجموعه ی شهرداری یک تفاوت بین وظایف شهردار و مدیر شهر وجود دارد . چون کسی که در سمت شهرداری قرار می گیرد یکسری فعالیت هایی بصورت روزمره دارد نظیر شرکت در جلسات و امضای نامه ها و غیره که بصورت متداول انجام می شود . اما کسی که می خواهد به عنوان مدیر شهری فعالیت کند باید خود را مسوول و پاسخگو به مردم و منتخبین مردم یعنی همان مجموعه ی شورا بداند . پس این خلا در دیدگاه مدیریت شهری وجود دارد باید نوع تفکر فردی که در این سمت قرار می گیرد تفکری با ابعاد گسترده و بر پایه ی مسوولیت پذیری باشد . با توجه به عدم وجود طرح جامع مدیریت شهری در این برهه زمانی تفکر و اهداف در خصوص وظایف شهردار در حوزه های مدیریت شهری یک بحث فرا دستی داریم که بحث قانون و قانونگذار است .یک دیپلماسی نیز در این میان وجود دارد و آن این نکته است که شهرداری یک نهاد عمومی غیر دولتی است . سیستم اداری و اجرایی شهرداری یک سیستم خود گردان است ، نگاه در این نهاد نمی تواند دولتی باشد . یکی از معضلاتی که در شهرداری های ما وجود دارد همین نگاه اداری و کارمندی به نهاد شهرداری است . شهرداری باید بصورت یک نهاد خودگردان فعالیت کند و وقتی که این نهاد به سیاست های کلان ملی وابسته شود باطبع در خصوص درآمدهای خود دچار نوسان خواهد شد . باید تهدید ها و فرصت ها شناسایی شود و در جهت از بین بردن نقاط ضعف شهرداری بکوشیم و در جهت رسیدن به درآمد پایدار پیش رویم . وقتی که درگیر فعالیت های روزمره شویم از مدیریت تعقل باز مانده و فعالیت اصلی خود را فراموش می کنیم . یکی از دغدغه هایی که توسط شورای شهر باید  مطرح شود ارایه نشدن طرح ها برای توسعه ی شهری است و به نظر دلیل آن ، نبود یک مجموعه ی متفکر در کنار مدیریت شهری است که جدا از روزمرگی های سازمانی ، طرحهایی را بصورت کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت مطرح کند . با حضور نخبگان می توانیم بسیار سریعتر از اینکه هستیم در مسیر توسعه و پیشرفت حرکت کنیم.  مجموعه ی شورا و شهرداری این دو مجموعه از یکدیگر جدا نیستند . اعتماد اجتماعی به مدیریت شهری و عوامل مؤثر بر آن مدیریت شهری و به معنای خاص شهرداری به عنوان یکی از بزرگترین سازمان‌های اجتماعی هنگامی می‌تواند از کارایی و بهره‌وری بیشتری برخوردار باشد که اعتماد شهروندان را به عنوان سرمایه اجتماعی و معنوی کسب کند و از آن در مسیر اهداف سازمانی و توسعه شهری استفاده نماید.از آنجا که نظم نوین اجتماعی، روابط اجتماعی را به ورای قلمرو خویشاوندی و خانوادگی و به عبارتی دیگر به سوی نهادها و سازمان­ها جهت­گیری و هدف‌گیری می­کند، فقدان یا کاهش اعتماد نهادی به عنوان شالوده روابط بین شهروندان با سازمان­ها و نهادها، موجب ناکارآمدی این گونه سازمان­ها از یکسو و عدم تأمین انتظارات و تمایلات نیازی شهروندان از دیگر سو می­شود. در این میان رابطه شهروند  (به مثابه یک خرده نظام شخصیت) با مدیریت شهری در معنای عام و شهرداری در معنای خاص  ( به مثابه یک خرده نظام اجتماعی)،  رابطه‌ای مبادله­ای است؛ برای حفظ سلامت، استمرار و اثربخشی این مبادله هنجارها و به رویه­هایی نیاز است که شالوده آنها را روابط مبتنی بر اعتماد نهادی شکل می­دهد. لذا برای تنظیم روابط شهروندان با نهادها و سازمان‌های متولی مدیریت شهری به‌ویژه شهرداری به اعتماد نهادی نیازمندیم تا بتوان کنش­ها، رفتارها و مناسبات بین شهروندان با این گونه سازمان­ها را پیش­بینی‌پذیر، الگومند و قاعده­مند ساخت.بنابراین مدیریت شهری برای اِعمال مدیریتی کاراتر و منسجم‌تر نیازمند فضای اعتماد و پیوندهای قوی بین شهروندان و شهرداری می‌باشد و برای همین منظور آگاهی از میزان اعتماد شهروندان نسبت به مدیریت شهری اجتناب‌ناپذیر است. مدیریت شهری: ساختار، وظایف و جایگاه آن مدیریت شهری عبارت است از اداره امور شهر به منظور ارتقای مدیریت پایدار مناطق شهری در سطح محلی با در نظر داشتن و تبعیت از اهداف و سیاست‌های ملی، اقتصادی و اجتماعی کشور. مدیریت شهری عبارت است از یک سازمان گسترده متشکل از عناصر و اجزای رسمی و غیررسمی مؤثر و ذیربط در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و کالبدی حیات شهری با هدف اداره، کنترل و هدایت توسعه همه جانبه و پایدار شهر مربوطه  (رضویان، 1381،‌). منظور از مدیریت شهری در این مقاله نظامی است متشکل از متولیان اداره امور شهر که در رأس آنها شهرداری تهران قرار دارد که فعالیت‌های شهر را سازمان می‌دهد و به منظور انجام بهینه وظایف بر آنها نظارت دارد.شناخت، سازماندهی و تعیین جایگاه نهادها و سازمان‌های مرتبط با توسعه شهر، از جمله مسائل مهم مدیریت شهری به شمار می‌رود. برقراری ارتباط بین این نهادها و هماهنگ نمودن فعالیت‌های آنها در راستای اهداف و سیاست‌های توسعه پایدار شهری از عوامل دیگری است که در مدیریت شهری اهمیت بسزایی دارد. از مجموعه این مشخصات به عنوان ساختار مدیریت شهری نام برده می‌شود  (جوادی، 1382: 17-16).هماهنگی همه اقدامات و فعالیت‌های شهری مستلزم تعیین اهداف و سیاست‌هایی است که تمام ذی‌نفعان شهر در انجام آن با هم توافق داشته باشند و همچنین جایگاه سازمانی آن را به عنوان هماهنگ‌کننده بپذیرند. این نظام مدیریت رابط بین شهرها و حکومت مرکزی انگاشته می‌شود  ( شبکه ملی شهر سالم، 2000)رویکردهای جدید مدیریت شهری که با عنوان «مدیریت هدف‌دار» از آن یاد می‌شود، روندی پویا است که در آن اهداف تعیین و به عنوان وظایف مدیریت مد نظر قرار می‌گیرد. در این نظام تمام آنهایی که در اداره امور همه بخش‌های شهر مسئولیت دارند، برای ایجاد تغییرات اساسی در محیط پیش‌قدم می‌شوند و با روش‌هایی از پیش اندیشیده‌شده به حل مشکلات شهری می‌پردازند (پیرسون، 1974: 174). رویکرد عمومی در مدیریت شهری پویا از این قرار است که تا چه حد می توان از افکار عمومی و توان مردم برای اداره شهر بهره جست تا از این رهگذر به واسطه این ارتقای معنوی (دخیل بودن مردم در اداره شهر) یک ارتقای مادی نیز صورت پذیرد. هنگامی ارتقای مادی شهر پا برجاتر خواهد بود که ارتقای معنوی شهر استوار باقی بماند. وجهی از ارتقای معنوی در شهر، حسن تعلق خاطر به محل زیست است. این تعلق خاطر هر چه بیشتر باشد، شهروند می کوشد در نگهداری شهر خود کوشاتر ظاهر شود. عمده ترین دلیل آن که شهرهای توسعه یافته زیبا به نظر می رسند در همین امر نهفته است. در این گونه شهرها یک ارتقای معنوی بسط یافته است که از این طریق شهروند می کوشد در توسعه محل زیست خود فعال و کوشا ظاهر شود. با این مقدمات به نظر می رسد مدیریت شهری در ایران محتاج یک تطور عمیق باشد. در وهله نخست باید فرآیند اداره شهر را در یک روند اداری محصور نساخت و آن را به کلیت شهر تعمیم داد. اگر مدیریت، به درختی تشبیه شود که شاخه‌های گوناگونی، مانند مدیریت صنعتی، مدیریت مالی و ... دارد، یکی از شاخه‌های جدید این درخت، مدیریت شهری است. مدیریت یعنی کار کردن با افراد و گروهها برای رسیدن به مقاصد سازمان. وظایف مدیریت عبارتند از برنامه‌ریزی، سازماندهی، نظارت و انگیزش.تمامی این وظایف برای مدیریت شهری نیز متصور است.مدیریت شهری باید برای شهر برنامه‌ریزی کند، فعالیتهای شهر را سازمان دهد، بر فعالیتهای انجام شده نظارت کند، حتی برای انجام بهینه امور، انگیزش لازم را در سازمان مدیریت شهری؛ سایر نهادها؛ بخش خصوصی و شهروندان ایجاد نماید.ترکیب مدیریت و شهر، مفهوم ساماندهی به امور مربوط به برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل، در محدوده شهر را تداعی می‌نماید. مفهومی که در کشور‌های مختلف به دلیل ساختار‌های سیاسی و رویکرد‌های اقتصادی، نهاد‌های متفاوتی را با الگو‌های متفاوتی در خود درگیر دارد.معمولاً مدیریت شهری به عنوان زیر مجموعه‌ای از حکومت محلی تعریف شده و شهرداری خوانده می شود. همچنین مدیریت شهری به مثابه نظامی است که دارای ورودیها و خروجیهای مشخصی باشد.هر جامعه‌ای، با توجه به ساختار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود، تعریف یا تلقی ویژه‌ای از مدیریت شهری دارد، زیرا مشخصات و ساختار نهادهای قانونی اداره کننده شهر، از کشوری به کشور دیگر تفاوت دارد.امروزه شهرها از دو جنبه اهمیت یافته‌ اند: یکی، بعنوان "مرکز تجمع گروهی از مردم"، و دیگری بعنوان "عمده ترین بازیگر نقش اقتصادی در سطح محلی و در سطح اقتصاد ملی". برنامه ریزی دقیق و درست، سبب رشد اقتصادی، تثبیت سیاسی و افزایش مشارکت شهروندان درامور شهرها می‌گردد و شکست در حل مشکلات و مسائل شهری، سبب رکود اقتصادی، بروز نارضایتی‌های اجتماعی و سیاسی، فقر، بیکاری و تخریب محیط زیست خواهد شد.فرایند تمرکززدایی نیز در تبدیل مدیریت شهری به یک فعالیت قدرتمند و دارای اختیارات قانونی سرعت بخشید آيا مديريت شهري امري صرفا تخصصي و مرتبط با شکل و نماي ظاهري و بوم شناختي هر شهر است؟چنين تعريفي از مديريت شهري کاملا منطبق با روند مديريتي شهرها در کشورهاي توسعه نيافته است. در اين گونه کشورها مديريت شهري صرفا در ساخت بزرگراه، جاده و... در شهر خلاصه مي شود. تلقي رايج از مديريت شهري مطلوب در کشورهاي توسعه نيافته منطبق بر اين اصل کلي است که هر چه در يک شهر بزرگراه ها استانداردتر و خدمات شهري مناسب تر باشد، مديريت شهري يک مديريت پويا محسوب مي شود.. رويکرد عمومي در مديريت شهري پويا از اين قرار است که تا چه حد مي توان از افکار عمومي و توان مردم براي اداره شهر بهره جست تا از اين رهگذر به واسطه اين ارتقاي معنوي (دخيل بودن مردم در اداره شهر) يک ارتقاي مادي نيز صورت پذيرد. هنگامي ارتقاي مادي شهر پا برجاتر خواهد بود که ارتقاي معنوي شهر استوار باقي بماند. وجهي از ارتقاي معنوي در شهر، حسن تعلق خاطر به محل زيست است. اين تعلق خاطر هر چه بيشتر باشد، شهروند مي کوشد در نگهداري شهر خود کوشاتر ظاهر شود. عمده ترين دليل آن که شهرهاي توسعه يافته زيبا به نظر مي رسند در همين امر نهفته است. در اين گونه شهرها يک ارتقاي معنوي بسط يافته است که از اين طريق شهروند مي کوشد در توسعه محل زيست خود فعال و کوشا ظاهر شود. استراتژی محوری چنین تغییر و تحولی, ”آزادسازی و بکارگیری مناسب و هوشمندانه پتانسیل‌های مختلف جامعه“ است. اکثر جوامع عقب‌مانده با مشکلِ نبودِ استعدادهای بالقوه و منابع طبیعی و انسانی مواجه نیستند, بلکه از نبود ”نگاه توسعه‌گرا“ و ”مدیریت و برنامه‌ریزی صحیح“ رنج می‌برند.تعریف شهر سازانه مدیریت شهری:  مدیریت شهری فرآیندی است که یک مدیر شهر با توجه به امکنات و قابلیت ها و محدودیت های و توانایی هایی که در اختیار دارد سعی می کند در مدت زمانی که مسئول اداره شهر است با تجهیز امکانات و منابع به اداره شهر ها بپردازد.یکی از جالب ترین و موفقیت آمیزترین شیوه ها در زمینهمدیریت شهری که مدت ده سال است در شهر «روچستر» ایالت نیویورک در حال اجرا است، طرحابتکاری NBN است که در واقع یک سیستم مدیریت شهری به شکل مشارکتی می باشد و در آنمردم همگام با دولت در تمامی تصمیم گیری های مربوط مشارکت می کنند. شورای شهرهمچنین ایده حضور مستقیم مشارکت کننده را ارایه کرد که طبق آن تنها طرح هایی موردقبول واقع می شدند که برنامه ریزان شهری آن بتوانند شرکت یا شرکایی که فرمی برایپشتیبانی از پروژه را به امضا» برسانند، معرفی کنند و زمانی طرح به مرحله اجرا درمی آمد که شهروندان منابع سرمایه گذاری در پروژه را که در اجرای آن بتوانند کمک کنند، شناسایی کنند. از زمان اجرای طرح NBNحدود ۷۶درصد از برنامه های ارایه شده،تکمیل شده است.   

    شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

    کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
    آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

    کناریها | خبری | تفریحی | شخصی | مذهبی