۴ دلاور مازندرانی خان‌طومان را بیشتر بشناسید

حال پس از حدود پنج سال فراق و دوری از پیکرهای بجا مانده در کربلای خان‌طومان، ابدان مطهر شهیدان محمد بلباسی، حسن رجایی فر، علی عابدینی، رضا حاجی زاده، در خان طومان رجعت نموده اند تا دلهای ماراصفا و جلا دهند.

به گزارش کناریها به نقل از بلاغ، سلام خالصانه ما بر شهدایی که برای دفاع ازحریم و حرم حضرت زینب کبری (س) وحضرت رقیه (س)، به شام بلا عزیمت نموده تا ارادت خود ودوستداران اهل بیت علیهم السلام رانشان دهند.

حماسه سازان خانطومان حلب در فروردین و اردیبهشت ۹۵، درنبردی کم نظیر بردشمنان اهل بیت علیهم السلام تاختند تا بار دیگر عاشورا بنفع آنان رقم نخورد.



شهیدان جانفشانی ها کردند تا ما مصباح الهدی را بادقت ببینیم.



درنبرد یکماهه مدافعان حرم وحریم اهل بیت علیهم السلام درجبهه خان طومان ۹۵، بیشترین تلفات وخسارات به دشمنان وارد شد.تا باردیگر برعلیه اسلام ناب محمدی (ص) رجزخوانی نکنند.



حال پس از حدود پنج سال فراق ودوری ازپیکرهای بجا مانده درکربلای خان طومان، ابدان مطهر شهیدان :حسن رجایی فر فرمانده مهندسی رزمی، محمد بلباسی، معاون ومسول پشتیبانی گردان حمزه، علی عابدینی، فرمانده غیور گروهان تکاوری،رضا حاجی زاده، شیرمرد، تک تیرانداز و فرمانده دسته تکاوری گردان یاسر، حجت الاسلام مجید سلمانیان مسول فرهنگی یگان در خان طومان رجعت نموده اند تا دلهای ماراصفا وجلا دهند.



دو فرمانده دیگر خان طومانی ما سید رحیم کابلی و محمود رادمهر مانده اند تاهمچنان درانتظار آنان باشیم.



شهیدی که در گمنامی کار کرد و نامدار ماند

شهید محمد بلباسی یکی از شهدای مدافع حرم است که در منطقه «خان طومان» سوریه حین مبارزه با تروریست‌های تکفیری به همراه دیگر همرزمانش به درجه رفیع شهادت نائل شد.



شهید بلباسی، متولد ۱۳۵۸ قائم شهر و رئیس سازمان اردویی سپاه کربلای مازندران بود که اردیبهشت ۱۳۹۵ در درگیری‌های منطقه خان‌طومان سوریه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.





کتاب «برای زِین اَب» روایت زندگی شهید مدافع حرم محمد بلباسی، از کودکی تا شهادت توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شد.

شخصیت چند بعدی محمد بلباسی، کتاب را خواندنی و قابل توجه کرده است. خواننده پس از خواندن این اثر، با مفهوم صحیح آتش به اختیار بودن و البته روحیه جهادی شهید در مقاطع مختلف از عمر کوتاه، اما پربرکتش آشنا می‌شود و می‌فهمد که اگر انسان از زمان خود به درستی استفاده کند و به هر اتفاقی در وقت و جایگاه خودش رسیدگی نماید، دیگر هیچ چیز در زندگی، قضا نمی‌شود.



قطعا مخاطبین این کتاب پس از مطالعه آن با محمد بلباسی در زندگی شخصی اش، اردو‌های جهادی، خادمی شهدا، جهاد با نفس، سرزندگی و نشاط در امور مختلف، سفر‌های راهیان نور، مدیریت جهادی در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی و…، سفر به سوریه، و مواردی دیگر همراه خواهند شد.



کتاب برای زِین اَب با حمایت لشکر ۲۵ کربلا و به قلم سمیّه اسلامی و فاطمه قنبری، در قطع رقعی و در ۳۹۲ صفحه توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شد.



از شهید بلباسی چهار فرزند به نام‌های فاطمه، حسن ، مهدی و زینب به یادگار مانده است. وی، ولادت و بزرگ شدن سه فرزند خود را دید، اما زینب او بعد از شهادتش در دفاع از حریم اهل بیت (علیهم السلام) در عملیات مستشاری در خان طومان سوریه، دیده به جهان گشود؛ زمانی که پدر، چشم از این جهان فروبست، ولی دیدگان او نظاره گر این طفل از آسمان‌ها است.



شهیدی با خُلق زیبا و صبور



شهید مدافع حرم حسن رجایی فر در چهارم تیر ماه ۱۳۵۴ در روستا‌ی خوش آب و هوای کامی‌کلا از توابع بند پی غربی شهرستان بابل و در پای کوه‌های سر به فلک کشیده البرز کودکی چشم به جهان گشود که نامش را از ارادت خاص خانواده متدین و مذهبی‌اش به خاندان بزرگ عصمت و طهارت، حسن نامیدند.



از همان اول کودکی صبر و زیبایی خلقش زبانزد اهل روستا بود.

در امتداد خدمت مقدس سربازی، به سربازی دائمی نظام در آمد و در سال ۱۳۸۷ به عضویت پاسداری در سپاه متنعم شد. هر زمان و مکان مأموریتی بود با جان و دل می‌پذیرفت و کارش را فقط و فقط برای رضای خدا انجام می‌داد و در دی ماه ۱۳۹۴ بود که برای اولین بار به ماموریت رزمی حقیقی یعنی پیکار با دشمنان زبون و کافران حربی، دشمنان اسلام و به خصوص شیعه در کشور سوریه رفت. پس از ۲۰ روز مبارزه از ناحیه کتف مجروح شد و برای معالجه و درمان به ایران بازگشت.





۱۴ فروردین ۱۳۹۵ موعد دوم ماموریتش بود. پس از رزم سنگین ۲۲ روزه در مناطق عملیاتی حلب، خان طومان و دیگر مناطق عملیاتی سوریه مشغول رزم بود که در روز پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ و در عملیات ناجوانمردانه دشمن کافر، در حالی که نیرو‌ها در زمان نه صلح و نه جنگ بودن مورد هجوم همه جانبه از جمله حملات انتحاری دشمنان به ظاهر مسلمان احرارالشام، جیش الفتح، داعش و… قرار گرفتند که به همراه چندین لاله خونین بال استان همیشه لاله خیز مازندران در منطقه خان طومان به درجه رفیع شهادت نائل آمد.از شهید رجایی فر یک فرزند پسر به یادگار مانده است.



یک گردان، عاشق شهید



شهید علی عابدینی در سحرگاه ۲۵ مرداد ۶۷ هجری شمسی در خانواده‌ای مذهبی و متدین در روستای فرم از توابع بخش مرکزی شهرستان فریدونکنار دیده به جهان گشود.مصادف شدن لحظه تولد آن شهید در فجر صادق و اذان صبح سبب شد تا مادربزرگ شهید او را صادقعلی نام نهد و چون مادر شهید در طول بارداری به اهل بیت(ع) توسل داشت به رویای صادق به او الهام می‌شود که نام علی را برای او انتخاب کند. بدین ترتیب در شناسنامه نام او را علی و در بین اقوام، بستگان و آشنائیان به صادق‌علی مشهور بود.



شهید عابدینی عضو یگان صابرین لشکر ۲۵ کربلا بود که بهار ۹۵ در سن ۲۷ سالگی برای مبارزه با تروریست‌ها و دفاع از حرم حضرت زینب (س) عازم سرزمین شام شد و در منطقه خان طومان به همراه تعدادی از دوستانش هنگام نبرد با دشمنان اسلام به شهادت رسید.







شهیدی که پس از سه بار مجروحیت در سوریه باز هم در میدان نبرد حضور داشت و این بار در خان طومان کربلایی شد.



به گفته همرزم شهید عابدینی، این شهید بزرگوار در زمینه تاکتیک و تکنیک نظامی بسیار سرآمد و صاحب سبک بود.



شهید عابدینی شاگرد اول دانشگاه خود در مقطع لیسانس بود.

مجتبی جانبازی همرزم شهید علی عابدینی در جمع مسئولان و خانواده این شهید، اظهار کرد: شهید عابدینی از کسانی بود که یک گردان را عاشق خود کرده بود، در هر زمینه‌ای اعم از تاکتیک و تکنیک نظامی و مدیریت بر دیگران برتری داشت و صاحب سبک بود.



این همرزم شهید با اشاره به اینکه شهید عابدینی بسیار باهوش و نترس بود، گفت: چندین بار حرکات خطرناکی از وی دیدیم که احتمال شهادت وی را افزایش می‌داد، زمانی که به وی تذکر می‌دادیم می‌گفت «سه بار است که مجروح می‌شوم، شهادت برای ما نیست»، اما به این شهید بزرگوار بار‌ها توصیه کردیم که شهادت خوب است، اما امروز اسلام رزمنده می‌خواهد.



این همرزم شهید افزود: با شهادت علی ضربه بزرگی خوردیم، اما خوشحالیم که به آرزوی دیرینه خود رسید، علی رفت تا بماند و پاسخ سیلی خوردن حضرت زهرا (س) را به یزدیان بدهد و آینده از رشادت‌های این شهید بزرگوار می‌نویسد. شهید علی عابدینی هنگام شهادت متاهل بود.



شهیدی دور از تعلقات دنیایی

شهید مدافع حرم رضا حاجی‌زاده اهل آمل از شهدای لشکر عملیاتی ۲۵ کربلا به همراه ۱۲ تن دیگر از یارانش در روز ۱۷ اردیبهشت‌ماه سال ۹۵ در خان‌طومان سوریه به شهادت رسید که پیکرش در معرکه نبرد جا ماند و پس از پنج سال به کشور بازگشت.



حاجی زاده درست در غوغای عصر تکنولوژی که هنوز خیلی از هم دوره هایش درگیر شناخت خود و سر درگم پیچ و خم‌های صفحات مجازی هستند راهش را در گوشه‌ای از خاک جهان پیدا کرد و از راه نرسیده بساط تعلقات دنیا را جمع و جور کرد و در آستانه سی سالگی به سرنوشتی دچار شد که بسیاری از شیوخ و عرفا و زاهدان روزگار سال‌ها در پی رسیدن به این پایان پر افتخار هستند.







رضا سالی به دنیا آمده بود که بهترین بندگان خدا در کربلای ۵ خون داده بودند و او نیز همان راهی را رفت که بهترین فرزندان حضرت روح الله چراغ هدایتش بودند، همان‌ها که سید مرتضی اینگونه روایتشان میکند: «رزمند‌ه ای داخل سنگر نشسته و برای پدر و مادرش نامه می نویسد: مادر جان، شیرت را بر من حلال کن؛ همان شیری که دهه اول محرم با اشک‌های شوری که برای تنهایی حضرت زینب (س) می ریختی، درهم می آمیخت و در کام من می نشست و جانم را با مهر حسین (ع) پیوند می زد.»



جان رضا نیز با همین محبت آمیخته شد و یار و دیار و خانه و زندگی را گذاشت و برای دفاع از حریم جلیله مخدر‌ه  راهی سرزمین شام شد تا مبادا ذر‌ه ای به ساحت این بانو  بی حرمتی شود و تاریخ دوباره تکرار.

از این شهید بزرگوار یک فرزند دختر به نام حلما و یک پسر به نام طه به یادگار باقی مانده است.



بدانید و بدانیم که همه مدیون شهدا و خانواده معزز شهیدان هستیم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 + 2 =