سلام همسایه خوبم / تقدیم به شهید سید حسین عباس زاده

سلام همسایه خوبم
بعد از گذشت ۳۰ سال سه دهه ….خبری آمد !
شهید سید حسین عباس زاده به زادگاه خود روستای سوته برمیگردد
اهل روستای سوته و در یک خانواده کاملا آرام و با محبت به دنیا آمد از مادری مهربان و پدری خوش رو و خانواده نسبتا پر جمعیت ..آرام و متین بود و بسیار شیک پوش و همیشه مرتب و بسیار خوش سیما برای همین از او شخصیت هنری و محجوبی ساخته بود در روستایی که دسترسی به گالری و کلاس های آکادمی هنری نداشت هنر نقاشی و خطاطی را به خوبی میدانست یادم نیست که استادی داشته باشد. .بارها وقتی از حیاط خانه بیرون می آمدم چهره پاک و معصوم سید را در حال کشیدن تصویری مشاهده میکردم با توجه به فاصله سنی که از او داشتم ولی بسیار در برخورد با همه مهربان و صمیمی بود ..بارها در کنار زمین های ورزشی شاهد هنر نمایی سید حسین در رشته والیبال بودم. ..از هنر خود برای فعالیت های انقلابی بچه های محل استفاده میکرد و به تقاضای دوستان در تصویر سازی تمثال امام ره و بکار بردن هنر خطاطی برای فعالیتهای محل دریغ نمیکرد ..ذهن خسته و آلوده من بعد از این همه سال توان نگاشتن خاطرات شهید بزرگوار را ندارد و انچه را از شهید عباس زاده در تصویر ذهنی اهل روستای سوته هست جز نیکی و بزرگی این شهید و خانواده ایشان چیزی دیگری نیست …..بعد از خبر غمناک مفقود شدن سید هیچ وقت مادر مهربانش باور نمیکرد که سید رفته و دیگر برنمیگردد . مادر شهید سید حسین عباس زاده شخصیت عجیبی داشت زمزمه های مادرانه و مویه های محلی این مادر همیشه در گوش من نجوا میکند ….فاصله کم خانه پدری با منزل شهید به گونه ای بود که ناله های شب مادر در فراغ فرزند هر شب در پشت منزل مسکونی و سوز و گداز مادر دل هر سنگ را میشکافت. …همیشه منتظر بود …پدری سرخوش و سرحالی داشت ولی نیامدن پسر تمام سرخوشی های زندگی خود را برباد داد و با داغ حسین بر سینه خود دنیا را وداع کرد….اهل محل برای من نقل کردند که مادر منتظر سید موقع جان دادن با به آغوش کشیدن پیراهن سید جان به جانان تسلیم کرد….سید حسین عزیز همسایه خوب خوش آمدی ….آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ….شاید نخواستی پدر و مادر عزیز و مهربان خود را ناله کنان ببینی …..عطر خوش حضور تورا گرامی میداریم به روستای با صفای خود به آغوش بچه محل های باوفای سوته خوش آمدی …همه پدران و مادران سوته به نیابت از پدر و مادر چشم انتظار تو با سر و سینه زنان به استقبال تو خواهند آمد …جوانان امروز سوته همان فرزندان غیور مردانی هستند که پدران و برادران خود را به جبهه بدرقه نمودند. …حال به انتظار قدم تو و به احترام رشادت فرزند میهن سراپا ایستادند ….یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. ….

ابراهیمی سوته  

مطالب مرتبط

3 دیدگاه‌

  1. دور از دیار گفت:

    برایمان خبری غیر قابل انتظار بود–اما نمیدانم چرا به یاد مادری که سالها در انتظار خبری از تو بود و یاد آن مادر با چهره پر غم و اندوهگین همیشگی و منتظر تو ،بغضم بی اختیار گلویم را سخت میفشارد و اشک امانم نمیدهد

  2. سعید گفت:

    ازشما وتمامی اهالی وهمه مردم حومه که واقعا شخصیت سید شهید را به رخ کشیدند کمال تشکررادارم دستمریزاد

  3. سعید گفت:

    من حقیر برادرکوچک سید شهید هستم واز تک تک مردم عزیز مخصوصا هم محلیهای خوبم کمال تشکر رادارم وکف پای تمام شما عزیزانی که بعد ازسی سال سید را به تازهگی به دیار باقی بدرقه کرده اید را می بوسم دوستان دارم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 22 = 31