آموزش وردپرس
سرخط خبرها
خانه / شهرستان / چپاول مازندران باگردشگری و ورود مسافران به استان

چپاول مازندران باگردشگری و ورود مسافران به استان

 

نویسنده : دانای بیدار

بشر همواره از مشاهده طبیعت لذت می برده و سفر به نواحی بکر و دست نخورده و دیدار از جذابیت های طبیعی برای ارضای نیازهای روحی و روانی و ارائه پاسخی به کنجکاوی های بشر موضوع جدیدی نبوده و نیست. اما در دهه های اخیر به علت افزایش میزان خسارات و صدمات وارده بر طبیعت، حساسیت به ابعاد اکولوژیکی سفر و ارتباط گردشگری با محیط زیست بیشتر مد نظر حامیان طبیعت و صاحب نظران توسعه توسعه پایدار قرار گرفته است.

و از هر راهی به دنبال جذب توریسم و گردشگر هستند، در استان ما  بی توجهی و بي برنامه بودن همچنان موج زده و آشکارا جولان می دهد. بی برنامه بودن در صنعت توریسم به مازندران نیز سرایت کرده و با توجه به حضور چند ده میلیونی مسافران و گردشگران به این استان سرسبز ضرري كه به مازندران و شهرهاي استان تحميل مي شود همچنان شاهد کمبود و يا اصلا نبود خط مشی تعریف شده ای برای این صنعت پر سود هستیم كه نمي توان فقط سازمان گردشگري را هدف انتقاد قرار داد. نگارنده به دنبال پیدا کردن مقسر نیست و یا شخصی را به باد انتقاد گرفتن منظور نخواهد بود، بلکه هدف شناخت مشکلات و پیدا کردن راه کارهای عملی و اساسی جهت توسعه زیرساختهای گردشگری در استان مازندران است . مازندران با دارا بودن طبيعتي زيبا ، کافيست در هر منطقه از این استان سرسبز حضور داريد اراده کنید و با قدم زدنی کوتاه شاهد نعمتهاي بي نظير خدادادي باشيد که از نزدیک قابل لمس است كه از اين رو با توجه به نزديكي با پايتخت و فرا رسيدن تعطيلات حضور مسافران را در اين استان سرسبز بدون زير ساخت گردشگري مشاهده مي كنيد كه در اين زمان مسافران، گردشگرانغارتگری ها و خسارات هنگفتی را به بار می آورند  و خلاصه شهروندان مازندرانی از نبود امکانات رفاهی و زیرساختهای مورد نیاز تفرجگاهها در رنج و عذاب هستند که براي رسيدن به حداقل هاي نياز گردشگران و مسافران، خود نیاز به اعتبارات و بودجه هاي كلان در ايام تعطيل سال مازندران به غير مازندراني يا بهتر به همه ايرانيان تعلق دارد. وجود تالابها ،جنگلهای بکر و زیبا ، اب بندانهای که در روستاها و بلکه در دل جنگلهای این استان وجود دارند ابشار و آثار تاریخی و باستانی که چشم را نوازش می دهند همه و همه بیانگر وجود سرمایه های است که باید از بالقوه بودن به فعل بودن تبدیل گردد که متاسفانه تا به امروز ما شاهدش نبودیم و طبق پیش بینی کارشناسان تا چند سال دیگر نیز شاهد توسعه زیر ساختهای گردشگری نخواهیم بود. مشکل از آنجایی شروع می شود که ما در مازندران نمی دانیم چه دستگاه و سازمانی متولی دریا ،جنگل ، کوه و دشت است تا برای رتق و فتق امورات ضررها و حاصل منفی حضور  گردشگر برنامه ریزی پایه ای صورت پذيرد.در هر نقطه از این طبیعت خدادای که انگشت نشانه خود را به سویش دراز کنی سازمانهای مختلفی متولیش هستند و با بروکراسی های اداری سخت و طاقت فرسا سرمایه گزار بخش خصوصی و حتی نیمه دولتی را از سرمایه گذاری پشیمان کرده و سرمايه گذار نمی خواهد دیگر طلا باشد و به مس بودنش رضایت کامل دارد.

.ورود گردشگر و  نبود امکانات رفاهی ضربه سختی را به بدنه بومیان  مازندران وارد می کند و دلیلش هم این است که اداره اي كه متولي انجام امورات گردشگري است تا چه ميزان توانايي ،برنامه ،اعتبار كافي و اختيارات لازم را دارد تا بتواند نگاه درآمد زايي به اين صنعت پر سود داشته باشد، با وجود آمار چند ده میلیونی حضور گردشگران و مسافران به مازندران درآمد مردم این استان چه میزان افزایش می یابد ؟و چه میزان هتلها، متلها، مسافر خانه ها ،ويلاها صاحبانشان از استقبال گردشگران و مسافران خوشحال می شوند ؟ چرا مسولين بخش گردشگري از عملياتي نشدن برنامه هاي خود گلايه دارند؟
چرا مسولان ارشد استان از نابساماني و شايد آمار سازي دست اندركاران گردشگري به ستوه آمده اند؟
چرا شهروندان مازندراني حضور مسافران و گردشگران را به ديد فرصت نمي نگرند بلكه حضورشان را هزينه اي براي استان مي دانند؟

چرا همه به هتل چمن مراجعه می کنند( هتل چمن اصطلاحی است که بسیاری از مسافران بساط خود را پهن كرده و اقامتي چند ساعته و يا چند روزه بر روي چمن پارك ها،ميدانهاي شهري،بلوارها خواهند داشت) وجود آب و هوای مطلوب ، طبيعت زيباي خداوندي ، نبود نگهبان و نداشتن برنامه جهت هدایت مسافران به مکانهای مشخص ، همه مسافران و گردشگران را به هتل چمن هدایت می کند و این مسافر جزء ضرر به طبیعت مازندران و متولیان فضای سبز هیچ سودی را با خود به همراه نخواهد داشت ، چون ضمن تولید زباله و ریختن آن در محیط اطراف سکونت خود ، تخریب چمن و گلهای محل استقرار از نمونه ضررهای مسافران چمن خواب است ، که باید برای ان برنامه ریزی کرد ، تا شاهد حضور مسافران در اماکنی باشیم که بشود از محل درآمد حضور گردشگران اشتغال پایدار ايجاد گردد و اين مهم زماني محقق خواهد شد كه برنامه اي جامع ،اعتبار كافي و متولي واحد در حوزه گردشگري و توريسم وجود داشته باشد.امیدواریم در آینده شاهد ورود مسافرانی باشیم که حضورشان در استان سودآوری داشته باشد.

متاسفانه اظهارنظرهای غیر کارشناسی به توسعه ی گردشگری مازندران آسیب های جدی وارد کرده است .استانی که در آن سه میلیون مسافر جای می گیرد با چه تحلیلی از حضور سی میلیونی مسافر در آن سخن گفته می شود؟

تکلیف مازندران در این بخش مشخص نشده است و ما نمی دانیم که آیا یک استان گردشگری هستیم یا صنعتی و یا کشاورزی؟ بیشترین اقبال به مسافرت در مازندران از سوی “مردم مشهد” است،

افزایش جهانگردان موجب آسیب دیدن اماکن تاریخی، تخریب و آلودگی محیط زیست، افزایش استفاده از وسایل حمل و نقل، تخریب جنگل‌ها،

آثار منفی گردشگری را می‌توان به سه دسته فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی وزیست محیطی تقسیم نمود.

آثار منفی (فرهنگی .اجتماعی)،

گردشگری  فرهنگ را زایل می‌کند، به محیط زیست آسیب می‌رساند، زمین مردم را از آنها می‌دزد، ارزش هنر و صنایع دستی را پایین می آورد، منافع اقتصادی اندکی به بار می آورد، اغلب بیماری های اجتماعی نظیر مواد مخدر و … را به ارمغان می‌آورد، نخبر محوری، تملق گویی، مصرف‌گرایی و ارزش‌های زودگذر و فانی را در همه جا می‌گستراند.گردشگری می‌تواند در نظام‌های گوناگون، نمادهای فرهنگی یک جامعه را تبدیل به کالا نماید. تماس سطحی گردشگران با فرهنگ محلی و صرف تفریح و گذراندن اوقات فراقت دلچسب سبب می‌شود که تمام تأسیسات و خدمات محلی به نحوی سازمان یابد که بتواند رضایت گردشگران را جلب نماید، از این رو فرهنگ محلی به مجموعه‌ای در هم پیچیده در چارچوب کالایی شدن بدل می‌گردد و همه چیز در خدمت پول و درآمدزایی قرار می‌گیرد. این درآمد به بهای گزافی به دست می‌آید یکی از این موارد از دست دادن هویت خود برای رضایت غیر خود است. برخی نویسندگان به تجاری شدن یا کالایی شدن فرهنگ جامعه میزبان اشاره کرده‌اند به این معنا که ساکنان محصولات فرهنگی خود را آن گونه که مورد پسند گردشگران باشد عرضه می‌کنند. همچنین در مطالعاتی نشان داده شده است که ساکنان محلی محصولاتی را به گردشگران عرضه می‌کنند که از نمونه اصیل آن کیفیت نازل‌تری دارد و با آنچه برای خودشان تولید می‌کنند متفاوت است.». در این وضعیت جهانگردی در کشورهای در حال توسعه گرایش به تجدد و ظاهر سازی مطابق آنچه به مذاق توریسها خوش می‌آید دارد واین باعث می‌شود یک سطحی گرایی مبتذل شیوع یابد.

اگر اجتماع مقصد آنقدر منسجم و محکم نباشد تحت تأثیر مسافران هر چه بیشتر چهره‌ای از خود به نمایش می‌گذارد که مورد قبول و پذیرش مسافران است و این در نهایت بافت سنتی جامعه را هر چه سریع‌تر تغییر خواهد داد. حتی باعث تزلزل بنیان‌های اجتماعی ناحیه و تغییر رفتار و نگرش‌های مردم علی‌الخصوص جوانان ناحیه مقصد شود و این خود موجب تعارضات و تناقضاتی در بین آنان می‌شود که پیامدهای منفی بر روابط خانوادگی و نیز اجتماع بگذارد.

موجب تضعیف روحیۀ مذهبی و بومی مناطق و بطور کلی مردمان استان می‌شوند و به تدریج ارزش‌های ما را نابود و محو می‌سازند. اثر القایی نیز از جمله همین آثار منفی عنوان شده است و به فرآیندی گفته می‌شود که فرهنگ گردشگران و هر چه مربوط به آنها است، برای جامعه میزبان الگو می‌شود و ساکنان به تقلید کورکورانه از فرهنگ میهمان می‌پردازند. گاهی گردشگران حریم فرهنگی در استان میزبان مازندران  را هتک می کنند و اقدام به انجام رفتارهایی می‌کنند که از دیدگاه مردم میزبان پذیرفته نیست. در این مواقع رفتارهای مسافران با اصول فرهنگی، معنوی جامعه میزبان منافات دارد، مثلاً لخت و برهنه شدن یاانجام رفتارهای جنسی در ملاء عام در بین مردم جامعۀ مازندران  عملی ناپسند به شمار می‌آید. همچنین گردشگری ممکن است «موجب تشدید آسیب‌های اجتماعی همچون میگساری، اعتیاد، بزهکاری و روسپیگری شود»

افزایش ناهنجاری‌هایی مانند قمار، فحشا، میگساری ،افزایش درخواست مردم بومی برای برخورداری از همه امکانات رفاهی و غذاهای وارداتی که گردشگران در استفاده از آنها افراط می‌کنند.افزایش تنش‌های نژادی به ویژه در مناطقی که تفاوت نژادی آشکاری میان گردشگر و میزبان وجود دارد.

رواج نگرش منفی نسبت به مشاغل مربوط به صنعت گردشگری

تولید صنایع دستی و هنری تقلبی، به منظور ارائه به گردشگرانی که قصد خرید سوغات و یادگاری دارنداز بین رفتن غرور فرهنگی، اگر فرهنگمازندران  از جانب بازدید کنندگان مورد تمسخر و بی‌حرمتی قرار گیرد.تغییرات خیلی سریع روش زندگی بومی، به سبب تهاجم فرهنگی گردشگران .

افزایش نامحدود و نامتناسب کارگرانی با دستمزد پایین، که اغلب در هتل‌ها و رستوران‌ها به کارهای پست اشتغال دارند

فشار شديد ايجاد شده توسط بازار صنايع دستي نيز به افت كيفيت ساخت و توليد اجناس تقلبي ارزان قيمت كه به «هنر فرودگاه» مشهورند، منجر شده است. برخي از محققان عنوان مي‌كنند كه به اين شكل ارزش طرح‌هاي سنتي تنزل مي‌يابد و مهارت‌هاي قديم از بين مي‌روند .

حضور تعداد زيادي گردشگر سبب ايجاد «جنبه تظاهر» مي‌گردد. اين حالت كه معمولاً به صورت غير عمدي از جانب گردشگران ايجاد مي‌شود، ظاهراً به علت وجود برتري امكانات مادي آنهاست و موجب رنجش اهالي مي‌گردد.

آثار منفی (اقتصادی)،

 آثار اقتصادی عموما موارد زیر را در بر می گیرد

الگوهاي خرج كردن گردشگران ؛ اثر اقتصادي گردشگری  از طريق اندازه‌گيرهاي گوناگون استاندارد، از جمله اشتغال مستقيم و غير مستقيم.نوع و ميزان خروج درآمدهاي اقتصادي از جهان‌گردي، و كاهش خروج‌ها.

ميزاني كه منافع اقتصادي جهان‌گردي نصيب اجتماعات محلي مي‌شود، از جمله توسعه محلي مؤسسات گردشگری  و اشتغال ساكنان محلي در گردشگری

هزينه‌هاي اقتصادي گردشگري به خوبي شناخته نشده‌اند اما به نظر مي‌رسد كه شامل اين موارد باشند. افزايش تورم و قيمت زمين، افزايش واردات، فصلي شدن توليد، مشكلات مربوط به وابستگي بيش از حد به يك محصول، تأثير نامطلوب برتراز پرداخت‌ها، هزينه‌هاي سنگين زير ساخت‌ها، و تأثير بر رشد بيش از اندازه نيروي كار شاغل در يك صنعت خدماتي با بهره‌وري پايين.

آثار منفی (زیست محیطی)

، تأثير عوامل زيست محيطي شامل صدمه‌هايي است كه بر محيط طبيعي، به ويژه با توجه به حومه‌اي كردن اماكن طبيعي، رشد زيربناهاي ارتباطي (مانند جاده‌ها و خيابان‌ها) و آلوده نمودن رودخانه‌ها و سواحل وارد مي‌شود .ساخت جاده‌ها مستلزم تخریب جنگل، دشتها و کوه‌ها است و این امر خسارات جبران ناپذیری بر محیط زیست وارد می‌سازد و علاوه بر آن با عبور خودروها از این جاده‌ها تأثیرات مخربی بر آلودگی هوا خواهد گذاشت همین مسئله را می‌توان در دریاها مشاهده کرد حرکت کشتی‌ها و سوختی که استفاده می‌کنند، صدای ، خودروها، قطار و هواپیماها همگی عامل آلودگی صوتی و در نتیجه موجب وارد آمدن آسیب‌های جدی به محیط زیست می باشند. رفت و آمد مسافران  در جنگل‌ها، کوه‌ها، قایق‌رانی بر روی آبها، شلوغی، سر و صدا، جاده سازی، عبور وسایل نقلیه و غیره موجب فرسایش و تغییر محیط گیاهی و جانوری می‌شود.

اندازه­گیری آثار و صدمات توریسم،

برای ارزیابی آثار یا پیامدهای زیست محیطی از روش(EIA –Environmetal impact assesment) استفاده می‌شودکه به عنوان ارزیابی آثار زیست محیطی است

برای بهره‌برداری متناسب با ظرفیت محیط از ظرفیت برد استفاده می‌شود. این اصلاح به مفهوم تعداد دوره‌های کاربری یک منطقه تفرجی در طول سال است، بدون اینکه زوال دایمی فیزیکی و زیستی در توان منطقه برای پشتیبانی فعالیت توریسم حاصل آید و آسیب محسوس به کیفیت توریسم وارد شود به عبارت دیگر ظرفیت برد بهینه شامل حداکثر تعداد توریستی است که می‌توانند با استفاده از تسهیلات توریستی پذیرایی شوند و ضمن حداکثر استفاده از تسهیلات تفرجی آسیبی به محیط زیست وارد نکند

، این صنعت باشناسایی فرهنگ‌های خاص و ترویج آنها می‌تواند موجب کاهش آگاهی‌های مردم نسبت به سنت‌های بومی و محلی شود. درضمن دراین صنعت با ایجاد فضایی برای تخریب هنر وصنایع دستی جامعه میزبانمی ‌شود. سفر روحیه کنجکاوانسان‌ها را سیراب می‌سازد. گردشگری داخلی می‌تواند موجب از بین رفتن یکپارچگی وهمگرایی اجتماعی –فرهنگی درسطح استان و تقویت  فرهنگ کاذب می شود .

ایجاد شغلی جدید کاذب و موقت ، فاصله ی طبقاتی ، فروش خدمات و کسب درآمد از جمله ضرر های  مستقیم حاصل از گردشگری  است. از ضرر های  غیرمستقیم گردشگری  می‌توان ازبین رفتن  ، صنایع دستی هنری، کشاورزی، باغداری، ماهیگیری، خدمات و کالاهای مصرفی، توسعه تجهیزات زیربنایی مانند جاده‌ها، خطوط ارتباطی و سیستم‌های حمل و نقل نام برد. گردشگری  شدیداً بر اشتغال تأثیر می‌گذارد.

 اثرات و پیامدهای منفی گردشگری  در روستا

با توجه به پیامدهای منفی گردشگری برای اینکه تاثیرات منفی را به حداقل رساند یا کاهش داد، بایستی در فرایند برنامه ریزی، ظرفیت تحمل در نظر گرفته شود.

 فعالیت های متنوع گردشگری در مناطق روستایی ممکن است تاثیرات منفی بر محیط فرهنگی یا طبیعی داشته باشد.

پیامدهای منفی  از جمله اشتغالزدایی، ایجاد در آمد و شغلی های دلال گونه احتکار آمیز و استعماری  برای مردم محلی .از بین رفتن  فعالیت های رایج کشاورزی، دامداری یا ماهیگیری صورت می گیرد، از یبن رفتن  فرهنگ محلی ازبین رفتن  منابع طبیعی و فرهنگی و به تورم قیمت محلی که هم بر قیمت زمین ها و هم قیمت کالاها تاثیر می گذارد، مهاجرت نیروی کار اشاره کرد .

  پیامدهای منفی شامل تورم قیمت محلی، مهاجرت نیروی کار ، تخریب ساختار کاری محل، وارد کردن زنان به کارهای پاره وقت و کم درآمد، الگوهای فصلی تقاضا، تغییر الگوهای فرهنگ بومی، کاهش الگوهای زندگی، سایر اشکال آلودگی و زباله های بر جای مانده از گردشگران، از بین رفتن پناهگاههای موجود حیوانات با ایجاد بناهای جدید، تغییر فرهنگ محلی برای تطابق با فرهنگ گردشگر و تخریب محیط زیست منطقه را می توان نام برد.

 با ورود گردشگران به یک منطقه قیمت ها به صورت تصاعدی بالا می رود، قیمت زمین ها افزایش و کاربری آن تغییر می یابد و اجناس به قیمت گزافی به دست مردم می رسد. این عوامل باعث می شود که افراد بی بضاعت روستاها از خرید کالاهای ضروری عاجز باشند که مشکلات اجتماعی متعددی را به وجد می‌آورد. گاهی در گردشگری منابعی به معرض فروش گذارده می شود که صرفا متعلق به آن بحث نیستند. از این رو در بهره گیری از این منابع مانند آب، هوا، جنگل، کوهستان، سنن و آداب فرهنگی، باید وسواس بیشتری به خرج داده شود تا ماندگاری و پایایی آنها در معرض خطر قرار نگیرد.

استفاده زیاد از ماشین در مناطق روستایی موجب می شود در دراز مدت گیاهان و جانوران کمیاب ناحیه بر اثر دود وسایط نقلیه از بین بروند، الودگی های بصری، شنوایی و آلودگی های جوی ناشی از تراکم حجم ترافیک، احداث جاده های جدید، توسعه و عریض کردن جاده های کنونی که منجر به خسارت هایی شامل فقدان محیط طبیعی، تخریب سایت های طبیعی و فرهنگی مهم و کاهش فضای باز روستایی می شود .

اثرات و پیامدهای منفی سیاسی گردشگری

– سوء استفاده از حربة گردشگری برای رسیدن به هدف های سیاسی

– امکان بروز ناامنی برای توریست ها مانند گروگان گیری و باج خواهی و تروریسم

– تهدید امنیت جانی توریست ها

– امکان بروز جدال ها ی سیاسی بین گروه های معارض با حکومت

 گردشگری می­تواند محیط زیست طبیعی را به خطر اندازد، باعث تغییر آن شود و اثرات منفی بسیار زیادی بر روی آن بگذارد. بازدیدکنندگان طبیعت، ضایعات وآلودگی تولید می کنند. آلودگی هایی مثل: آلودگی آب، آلودگی هوا، ضایعات جامد و آلودگی صوتی و بصری. جاذبه های طبیعی با استفاده نادرست یا بیش از حد، می­تواند در معرض خطر قرار گیرد. احداث خدمات برای جهانگردان می تواند موجب تغییر و دگرگونی چشم اندازهای طبیعی شود. برای مثال: آلودگی بصری می تواند از طریق نصب زیاد بیلبوردها روی دهد. همزمان با توسعه جهانگردی، تقاضا برای زمین افزایش می یابد. به خصوص برای نواحی عمده و درجه اول، مانند زمین های ساحلی، چشم اندازهای ویژه وکوه ها. بدون دوراندیشی، چشم اندازهای طبیعی و فضاهای باز ممکن است از بین بروند. تخریب یا زیان رساندن به گونه های گیاهی یا جانوری می تواند با جمع آوری گیاهان و جانواران مورد پسند، برای فروش یا نگهداری، و یا لگدکوب کردن زمین روی دهد. جهانگردان یا مشاغلی که خدماتی بر آنها ارائه می دهند اغلب، گیاهان، جانوران، صخره ها، فسیل ها، مرجان ها و آثار فرهنگی و هنری را در یک منطقه از بین می­برند. بازدیدهای کنترل نشده یا بیش از اندازه، توسط بازدیدکنندگان می تواند کیفیت چشم اندازهای طبیعی، مکان ها و بناهای تاریخی را تنزل دهد. در جایی که آب نایاب است، جهانگردان می توانند موجودی ذخیره در دسترس را هدر دهند. مسافران همچنین می توانند به طور غیر عمدی گونه های غیر بومی را معرفی کنند که این مسئله می تواند موجب افزایش تجارت حیوانات وگیاهان شود. جریان پیوسته و دائمی بازدید کنندگان با تأثیر بر زندگی حیوانات اهلی و مختل کردن چرخه تولید مثل و تغییر در رفتار های طبیعی آنان، ممکن است موجب از هم گسیخته شدن حیات وحش شود

 جایی که مسافر غارتگر است نه گردشگر!

خاطرات تلخ از تشدید تخریب‌ و آلودگی در محیط‌های جنگلی، دریایی، آتشسوزی و انبوه زباله و ترافیک جاده‌ای،نگرانی‌ها را نیز افزایش می‌دهد.تجربه گردشگری انبوه درتعطیلات نوروزی و نتایج تلخ هرساله از برخی رفتارهای وندالیستی مسافران، نبود آگاهی عمومی نسبت طبیعت تا نبود تسهیلات برای کاهش فشار و تخریب ها به ویژه در روز ۱۳ فروردین ایجاب می کند،از هم اکنون به فکر کاهش هزینه‌ سفر بر پیکر نحیف طبیعت باشیم.

‌ در حال حاضر ۵۰۰۰ نیرو در یگان حفاظت محیط زیست کم داریم که باید برای جذب آنها اقدامات لازم انجام شود. به دلیل مشکلات مالی دولت این نیروها باید به صورت سالانه جذب ساختار یگان شوند. در حال حاضر برخی پاسگاه‌های محیط زیست با یک یا دو نیرو اداره می‌شوند و هر محیط بان ۱۸ شبانه‌روز محل کار است و تنها ۱۲ شبانه‌روز استراحت می‌کند در حالی که سایر نیروهای مسلح ۱۰ شبانه‌روز کار کرده و ۲۰ شبانه‌روز استراحت می‌کنند .

این خبر در شرایطی که هر از چند گاه خبری از مرگ یا زخمی شدن محیط بان‌ها می رسد، با فرارسیدن نوروز و سیل گردشگران نوروزی، شاید لرزه بر تن هرحیوان و جانور و انسان آگاه دوستدار طبیعت بیندازد. انبوه مسافران، درسال‌های اخیر به ویژه با افزایش جمعیت مسافران و ترافیک طویل جاده‌ها، فصل شکوفایی طبیعت را به خزان زودرس و مرگ همیشگی بسیاری از گونه‌های طبیعی و جانوری مبدل کرده است.

بعد از روز ۱۳ فروردین که اغلب روز پایانی سفرهای نوروزی است، به هر جاده و منطقه ییلاقی و سرسبز کشور اگر نگاهی بیندازید، گویی دشمنانی آمده و رفته اند. سیل عظیم جمعیت ساعت‌ها کنار جریان جاری رود می نشینند، غذا می خورند،بازی می‌کنند و تفریح و استراحت می کنند و سرانجام انبوهی زباله از انواع پسماند میوه و غذا گرفته تابسته بندی مواد غذایی ، چیپس و بیسکوییت وپفک و بطری نوشابه و قوطی کنسرو از خود بر جای می گذارند.آیا واقعا خیلی سخت است که زباله‌ها را داخل کیسه پلاستیکی ریخته و باخود ببریم و به زباله دان برسانیم؟ هر شهروندی -از ۴ ساله تا ۸۰ ساله عقیده دارد ریختن زباله در طبیعت زشت و ناپسنداست اما روشن نیست مسئول این همه زباله رها شده درسفرها کیست؟

توریسم انبوه یا توریسم توده ای یا Mass Tourism پدیده ای است که همزمان با رشد صنعت گردشگری در بیشتر مقصدهای توریستی در کشورهای توسعه نیافته جهان نشان از فقدان مدیریت و نگرش جامع و برنامه ریزی جهت کسب درآمد صرف ازاین صنعت و منابع طبیعی وابسته به آن دارد.

توریسم انبوه که عمدتا به دلیل تخریب‎های گسترده زیست محیطی‎اش تعریف می شود، دردهه‎های اخیر در سیستم‎های جامع مدیریت گردشگری درکشورهای توسعه یافته با انواع مختلفی از گردشگری همانند گردشگری فرهنگی، گردشگری کشاورزی، گردشگری ادبی و مانند آن تعدیل شده است.

این نوع گردشگری به دلیل تجربه‎ها و عوارض منفی‌اش به تدریج با اعمال استراتژی‎های مختلف از حوزه فعالیت‎های گردشگری کشورهای توسعه یافته حذف شده است اما در کشورهای فقیر یا توسعه نیافته، هنوز گردشگری در همان چارچوب رشد نیافته و بدوی، در اشکال گوناگون، آن هم به فعالیت های عمدتا انحصاری خود ادامه می‎دهد.

توریسم توده ای یا توریسم انبوه امروزه به عنوان وجهی منفی از گردشگری شناخته شده که دربرابر ” گردشگری پایدار” با مصرف بی‎رویه و حداکثری منابع آب، غذا و انرژی، بدون هرگونه محاسبه و در حجم بسیار بالا نتایجی گسترده وابعاد وسیع‎تری دارد.ازجمله می‎توان به تاثیر این سطح بالای مصرف بر سیستم فاضلاب اشاره کرد که بسیار بالاتر از سهم سرانه مصرف هر شهروند معمولی در جامعه‎های میزبان است.

انبوه زباله‎ها مشکل بسیار جدی در بیشتر شهرها و جزیره‎های کوچکی است که اکنون بسیاری از آن‎ها قادر به دفع زباله‎های تولید شده و به جا مانده از گردشگران نیستند. نتیجه برجای ماندن این حجم بالای زباله و فاضلاب ایجاد آلودگی و نفوذ در رودخانه‎ها و آب‎های زیرزمینی و به ویژه در نواحی ساحلی است که درعین حال بر نواحی مرجانی و اکوسیستم جزیره‎ای در سراسر جهان اثر مستقیم گذاشته است.

امروزه معضل زباله‌ها و تولید بوی نامطبوع از مواد آلی آن در شهرهای شمال کشور نمونه بارزی از این قبیل فعالیت هاست. این زباله ها که موجب زشتی محیط شده ،خود چشم‌اندازهای طبیعی را برای گردشگران کم‌جاذبه می‌کند.

یک زیست بوم بکر و دست نخورده مواد قابل تجزیه زباله‌ها به وسیله باکتری‌ها تجزیه شده توسط موجودات و گیاهان مورد استفاده قرار می‌گیرند اما یک اجتماع پرجمعیت انسانی به اندازه‌ای زباله‌های گوناگون تولید می‌کند که تجزیه طبیعی آنها در محیط غیرممکن است. بعضی از زباله‌ها نیز در طبیعت غیرقابل تجزیه هستند بنابراین افزایش زباله‌ها باعث آلودگی زمین، هوا و آب می‌شود.

اما بیشترین فشاراز این قبیل سفرهای پرهزینه دسته جمعی، بر گونه‎های گیاهی و جانوران است که آثار منفی اغلب ماندگار و تقریبا ابدی است.به عنوان نمونه فعالیت کشتی‎های گشت دریایی و حمل و نقل گردشگران در مراکز ساحلی هم اکنون با اقتصاد برخی کشورها همانند منطقه کاراییب درآمیخته و یکپارچه شده است. طبق مطالعات انجام شده بر روی کشتی های گشت توریستی که در دومینیکا توقف می‎کنند، روشن شده است که تقریبا نیمی از مسافران هرگز کشتی خود را ترک نمی‎کنند و یک چهارم از مسافران نیز که کشتی را ترک می کنند، به سرعت برای صرف ناهار و استراحت به کشتی باز می‎گردند.

این به این معناست که بی آن که حتی اندکی پول در شهر یا کشور مقصد خود خرج کرده وکمکی به اقتصاد محلی کرده باشند، تنها هزینه آلودگی ناشی از سفر با کشتی را بر مردم منطقه تحمیل کرده‎اند. این نوع عملکرد ناشی از آن است که طبق قرارداد موسسه تورگردانی و گشت توریستی، تمام درآمد حاصل از این خدمات عاید موسسات کشتی رانی شده و درنتیجه سود بسیار اندکی ممکن است به مردم و مناطق محلی که به آن سفر کرده اند، نشت کند.دراین میان نه تنها مردم و سکنه بومی بلکه حتی توراپراتورهای کوچکتر محلی نیز از هرگونه درآمدی محروم مانده‎اند.

توریسم توده ای یا توریسم انبوه، اغلب آثار منفی زیست محیطی خود را به عنوان عوارضی خارجی ودرجه دوم نشان می دهد. به عبارت دیگر چنین به نظر می‎رسد که گردشگران قیمت وبهای گذراندن تعطیلات را در کشور میزبان پرداخت می‎کنند ولی هزینه پرداخت شده به هیچ روی هزینه‎های منفی ایجاد شده را شامل نمی‎شود و این هزینه‎ها بر قیمت کالا و خدمات گردشگری افزوده نشده است.

درنتیجه باوجود نابودی و استهلاک محیط زیست و در شرایطی که شواهد حاکی از مرگ توده‎های مرجانی ، آلودگی روزافزون منابع آب و دریاها و آلودگی و استهلاک اکوسیستم‎های ساحلی است ، هیچ یک از این خسارت‎ها که دراصل نوعی خرج از اصل سرمایه است، در محاسبه قیمت کالا و خدمات گردشگری لحاظ نمی شود درنتیجه به نظر می‌رسد که گردشگری صنعتی کم خرج و پرسود برای بومیان منطقه است.

دلیل دوم که سبب افزایش و ادامه روند گردشگری انبوه دربسیاری از نقاط کشور شده، تمرکز بر رشد جهانی صنعت گردشگری و نگاه سطحی به ارقام و آمار رشد این صنعت در عرصه جهانی است . تماشای رشد سریع و روش‎های متداول در دیگر کشورهای جهان سبب شده که بخش‎های تجارت و کسب و کار حتی برای بدست آوردن سهمی اندک از این صنعت بزرگ و پرسود جهانی دست به تکاپو بزنند تا شاید بتوانند از این رهگذر آنان نیز شاهد رشد چشمگیردرآمد و ایجاد اشتغال در شهرهای مختلف باشند.

گردشگری با تسهیلاتی همراه است که به معنی حضور شرکت‎های زنجیره ای بزرگ کشتی‎رانی و هتلداری جهان همانند هیلتون، ماریوت، شرایتون و هالیدی این و انواع دیگر مراکز و کمپانی‎های غول پیکر جهانی درصنعت مهمان پذیری ساحلی و گشت دریایی است. فعالیت کمپانی‎هایی که هزینه همین فعالیت‎ها درصورت اعمال مدیریت و تحمیل مالیات‎های سبز، در ازای تخریب محیط زیست، چندین برابرگران‎تراست.

از نظر اقتصادی گردشگری انبوه به دلیل آسیب‎های اقتصادی درازمدت بر محیط زیست، تا کنون رخ داده، درزمینه رشد صادرات نیز موفقیت اندکی داشته است. درواقع این نوع توریسم دیگر عنصر مرکزی در تحقق استراتژی توسعه پایدار برای کشورهای مختلف جهان نیست.

دردهه اخیربرای کاهش از آثار مخرب گردشگری انبوه و مدیریت نشده، جایگزین‎های متنوعی ارائه شده که از جمله می‎توان به اکوتوریسم یا گردشگری مبتنی برشناخت و احترام به طبیعت ، گردشگری فرهنگی و گردشگری کشاورزی، گردشگری تاریخی اشاره کرد.

اصول گردشگری استاندارد جهانی

اصل اول:

در توسعه گردشگری باید درک توجه دو جانبه ای بین گردشگران و میزبانان وجود داشته باشد. با توجه به تنوع فرهنگ‌های جوامع، گردشگران و میزبانان باید ضمن احترام گذاشتن به ارزش‌ها، آداب و سنن یکدیگر سعی در شناخت آنان داشته باشد و با قوانین و مقررات کشورهای میزبان همخوانی داشته باشد و قبل از ورود باید گردشگران را توجیه نمود.

اصل دوم:

گردشگری محلی است جهت رشد و تکامل فردی و جمعی»: مسافرت با اهداف مذهبی، بهداشتی و سلامت، آموزش و فرهنگی از اشکال مفید گردشگری است که باید ترویج شود و در فعالیت‌های گردشگری باید عدالت بین زن و مرد، حقوق اقلیت‌ها، مردم بومی و کودکان مورد توجه باشد و بهره برداری ابزاری از انسان‌ها نشود.

اصل سوم:

گردشگری یکی از عوامل توسعه پایدار است»: گردشگران باید به حفظ محیط زیست متعهد و برنامه ریزان تمهیداتی بیندیشند که فشار کمتری در روزهای تعطیل برجاذبه ها وارد آید و همه افراد محدودیت در بهره برداری از منابع را بپذیرند.

اصل چهارم:

گردشگری ازمیراث فرهنگی نوع بشر استفاده می‌کند و عاملی برای تقویت آن است»: منابع گردشگری میراث عمومی نوع بشر است و سیاست‌ها باید با اصول معماری و میراث فرهنگی منطقه هماهنگ باشد و به گونه ای محافظت شود که نسل‌های آینده امکان استفاده از آن را داشته باشد و محصولات فرهنگی به شکل سنتی قابل عرضه و از استاندارد شدن آن پرهیز شود و حداقل بخشی از درآمدهای حاصله از بازدید گردشگران صرف نگهداری و مرمت جاذبه‌های فرهنگی و باستانی شود.

اصل پنجم:

گردشگری فعالیتی خیرخواهانه برای جوامع و کشورهای میزبان است»: جوامع محلی باید با فعالیت‌های گردشگری همگام و در پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن سهیم و در مشاغل مستقیم و غیرمستقیم از نیروهای محلی استفاده شود و سیاست‌های اجرا شده به رفع نیازهای مردم کمک کند و دستگاه‌های متولی اطلاعات لازم در خصوص طرح‌های توسعه در اختیار ساکنان قرار دهند.

اصل ششم:

تعهد افراد ذینفع به توسعه گردشگری»: سازمان‌ها و افراد فعال در صنعت گردشگری تعهد دارند در طول سفر و اقامت اطلاعات لازم در اختیار گردشگران گذارده و در مورد حفاظت آنان برابر حوادث، بیماری‌ها و غذای سالم تلاش کنند و دولت‌ها نیز در ایام مسافرت ملت‌هایشان به خارج در بحران‌ها مسئول حفاظت آنان می‌باشند.

گردشگری فرهنگی:

گردشگری فرهنگی عبارتست از مسافرت افراد از محل سکونت خود به مکان‌هایی که جاذبه فرهنگی دارند این جابجایی بمنظور کسب اطلاعات و تجارت برای ارضای نیازهای فرهنگی افراد انجام می‌شود. براساس این تعریف گردشگری فرهنگی شامل همه دیدارها از جاذبه‌های فرهنگی از جمله موزه‌ها، مقبره‌های تاریخی، کارکردهای فرهنگی می‌باشد. برابر آمار سازمان جهانی گردشگری ۳۷% گردشگری بین المللی با انگیزه فرهنگی انجام می‌شود وسالیانه در حال افزایش است.

 

درباره ی سفیرصلح

همچنین ببینید

تخریب ۳ ویلای غیرمجاز در شهر‌های فریدونکنار و رامسر

۲ ویلای غیرمجاز در فریدونکنار به مساحت ۴۰۰ متر مربع و یک دیوارکشی غیرمجاز در زمین کشاورزی رامسر تخریب شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 + 3 =