آموزش وردپرس
خانه / فرهنگی و اجتماعی / آسیب شناسی خودکشی

آسیب شناسی خودکشی

به گزارش کناریها به نقل از خبرگزاری بلاغ،

يكي ازآسيب هاي مهم فردي واجتماعي خودكشي است.آنكه خودكشي مي كند تعادل روحي  خودراازدست مي دهدوادامه زيست خويش را بي معناميداند وبدين ترتيب،آگاهانه و کاملاً ارادی به زندگی خویش پايان مي دهد. مرتكب آن خودرا گرفتارنوعي محروميت روحي، فكري، خانوادگي، عاطفي، فرهنگي،اقتصادي،سياسي ومانندآنها مي بيندودست به اين حادثه ناگوارمي زند.

اين عمل به لحاظ عقلي ،فكري واعتقادي محكوم است.انسان ها نبايدمرتكب كاري شوند كه باعقل ،منطق،عرف ودين سازگاري ندارد،به طوري كه درقرآن كريم آمده است:” وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا “؛ خودتان را مكشيد زيرا خدا همواره با شما مهربان است (آل عمران،۲۹). ازاين روي،هيچ كس حق نداردبا هلاكت خودبه حل مشكل بينديشد.چرابايدآخرين راه حل پايان دادن به حيات خود باشد؟اين درحالي است كه راه هاي زيادي براي گره گشايي درزندگي وجوددارد؛هرچندكه ممكن است تشخيص آنها براي افرادضعيف آسان نباشد.بسياري ازافرادبابررسي توانمندي هاي خودوظرفيت هاي پيراموني ونيزآشنايي بامتون وديدگاه هاي ديني درمي يابندكه  نبايدبه خودكشي دست بزنندودرنزدخداوخلق اوسرزنش شوند.حاصل بدبيني نسبت به كارآيي خود،آشنايان ودوستان ازدست دادن جان شيرين است.

جامعه اي كه درآن این پدیده تلخ رواج دارد،متحمل آسيب هاي فراواني  مي شود .اما پرسش اين است كه چراانسان ها براي رفع مشكلات خود مرتكب خودكشي مي شوند؟آيا اين عمل خشن راه حل مناسبي براي گره گشايي است؟آيا رواج اين پديده ناپسند به سعادت وشادابي شهروندان آسيب نمي رساند؟آياممكن است كه سعادت وخودكشي دركنارهم قرارگيرند؟به بيان ديگر،آيانسبتي ميان انتحاروسعادت وجوددارد؟

بي گمان، خودكشي به معناي پايان همه راه هاي رسيدن به سعادت است؛چراكه هيچ كس باازبين بردن خود به سعادت وپيروزي نمي رسد.خودكشي همان هلاكت دنيو ي واخروي است:”وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ”؛ و خود را با دست‏خود به هلاكت ميفكنيد(بقره،۱۹۵). آنهايي كه به نابودي خود مي انديشند،بي گمان،ازهرگونه نيك فرجامي محروم مي شوند.

اين گونه افراد به لحاظ رواني واخلاقي با معضلات ورنج هاي سختي مواجه هستند؛معضلاتي كه ازعلل وعوامل مختلفي ناشي شده اند.بديهي است بدون رفع عوامل به وجوداورنده آن نمي توان نسبت به كاهش ناهنجاري هاي اجتماعي به ويژه خودكشي درجامعه دل بست.باتوجه به اهميت موضوع وضرورت مطالعه فراگير آن ،درزيربه بررسي برخي از علل وعوامل مهم وموثر كه دروقوع خودكشي نقش زيادي دارند،مي پردازيم.

داشتن روابط غلط ؛

يكي ازعوامل تاثيرگذاردرخودكشي داشتن روابط غلط باديگران است.اگركسي باافرادآگاه،خوش فكروموفقي رابطه دوستي وآشنايي برقراركند،بي گمان توفيق بيشتري دررسيدن به آرمان هاواهدافش خواهدداشت.دربرابر،آنكه باافرادناآگاه،فاسدوبدبختي رابطه دوستي برقراركند،احتمال فروافتادن او دركام بدبختي ها ورنج هابيشترخواهدشد.به همين دليل است كه بزرگان به اهميت دوستي باافرادخوب تاكيدزيادي كرده اند.سعدي مي گويد:

پسـرنـوح بابـدان بنشســـت

خانـدان نبـوتــــش گم شــد

سگ اصحاب كهف روزي چند

پي نيكان گرفت ومردم شد

امابايداذعان كردكه براي همه افرادامكان برقراري روابط دوستانه باافرادانديشمندوجودندارد؛چراكه همه مردم به آساني آمادگي برقراري روابط دوستانه باافرادي كه ازموقعيت فروتري برخوردارند،ندارند.اين در حالي است كه بردولت وافرادآگاه وصاحب نظراست كه راه هاي تعاملات همگاني رافارغ از موقعيت اجتماعي اشخاص هموار كنند.نتيجه بي توجهي به اين امر،افتادن افرادآسيب پذير درمنجلاب بدبختي و تلخكامي است.

فقر؛

درجامعه اي كه فقراقتصادي حاكم باشد،مردم آن ازمشكلات مادي ومعنوي مختلفي رنج خواهندبرد.افزايش ميزان خودكشي در جوامع فقيرنمونه اي ازاين مشكلات است .مگربه جزاين است كه پيامبراكرم فرموده است:”کادَ الْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْرا”؛يعني نزديك است كه فقربه كفربينجامد.چراكه كافر دربرابرخداوندغفلت دارد.بي ترديد فقرنيزدرنيازمندان چنين اثرونتيجه اي دارد.آنكه فقيراست،ايمان وباورهاي ديني واخلاقي وي متاثرازموقعيت اقتصادي بدش سست مي شودوبدين ترتيب،باضعف ايمان ،زمينه هاي رفتارناهنجار ازجمله خودكشي او تقويت مي شود.دربرابر،بارفع فقر به طورمحسوس ازميزان ناهنجاري هاي اجتماعي ازجمله خودكشي كاسته مي شود.گرسنگي مقدم برايمان است.آدم گرسنه نمي تواندباوريقيني قوي داشته باشد.چگونه مي توان ازگرسنگان وپابرهنگان انتظارداشت كه باداشتن ايمان قوي دربرابرسختي ها بيستند؟اين درحالي است كه گرسنگي خورنده ايمان است.ازاين روي،برهمگان است كه به نيازمندان كمك كنندوزمينه هاي فقرراازميان بردارندتاچنين حوادث تلخي درجامعه شايع نگردد.

گفتني است بيكاري مهمترين عامل فقراست.آنكه بيكاراست،نه تنهازمينه فقيرشدن او فراهم شده است بلكه شخصيت وموقعيت اجتماعي وخانوادگي اونيزلطمه دارمي شود.ازاين روي،باحل گره بيكاري درجامعه ازميزان فقرودرنتيجه ناهنجاري هاي اجتماعي نيزكاسته مي شود.

جهل وخرافات؛

هرجامعه اي به لحاظ علم وآگاهي سطح نازلي داشته باشد،به همان نسبت ازميزان توانمندي ها  وپيشرفت هاي آن جامعه كاسته مي شود.وانگهي،درچنين جامعه اي زمينه هاي گسترش خرافات،دشمني،كج انديشي،تعصب، زورگويي،دروغ،رياكاري و…روبه فزوني مي گذاردوبدين ترتيب برميزان ناهنجاري هاي اجتماعي ازجمله خودكشي افزوده مي شود.

اگردولتي مي خواهدمعضلات اجتماعي خودراباهزينه هاي كم برطرف كند،چاره اي به جزاهميت دادن به امورتربيتي وآموزشي ندارد.به راستي،اگردولتي به تربيت وآموزش مردم اهتمام نورزد، دربرابرمردم  مرتكب كوتاهي نابخشودني شده است.توسعه بخش خصوصي دربخش آموزش رافع مسئوليت دولت ها دراين زمينه نيست.مردمان آگاه  درزندگي خويش ناهنجاري اجتماعي كمتري دارندوبدين تريتب ازميزان آسيب پذيري آنان دربرابرناملايمات زندگي به شدت كاسته مي شود.

 جنگ؛

درجوامعي كه جنگ به وقوع مي پيوندد،مشكلات عديده روحي ،فكري،مالي ،بيكاري و…درميان شهروندان  روبه فزوني مي گذارد.جنگ منابع انساني ومالي كشورها راازبين مي برد.ازاين رو،باكاهش منابع وامكانات مادي،مشكلات فرهنگي،سياسي واقتصادي كشورهاي درگيربيشترمي شود.دراين جوامع، ميزان ميل به ارتكاب انواع ناهنجاريهاي اجتماعي ازجمله خودكشي افزايش مي يابد.

كشورهاي درگيرجنگ بايدتوجه داشته باشندكه بدون مطالعات علمي،سياستگذاري وبرنامه ريزي دقيق نمي توانندمعضلات وگره هاي به وجود آمده ازجنگ راحل كنند.اين درحالي است كه بسياري ازآثارناگوارجنگ ها سال ها بعد ازپايان يافتن آن ادامه مي يابدومردم جنگ زده راگرفتارپيامد هاي منفي خود مي كند.

كشورهايي كه درمناسبات بين المللي خود سياست بي طرفي را درپيش مي گيرند،بي گمان بر عوارض  وپيامدهاي زيانبار ناشي ازجنگ،تنش،تحريم ونابساماني هاي اجتماعي وقوف دارندونمي خواهند باوروددر اينگونه برخوردهاي تنش آفرين،هزينه هاي سنگين آن رابپردازند.

بي اعتقادي ؛

باورهاي ديني نقش بي بديلي درمراقبت ازنفس انسان ها ايفامي كند.به طوري كه اگرمردم به لحاظ باورهاي ديني وكاركردهاي آن دچارتزلزل شوند،بابحران هاي مختلف معنوي واخلاقي مواجه مي شوند.اين بحران ها زمينه هاي خودكشي افراد رادرجامعه بيشترفراهم مي كند.ايمان سد تسخيرناپذيرهوس هاي شيطاني است.انسان مومن درسايه باورهاي محكم خويش دربرابرسختي هامي ايستدودچارتزلزل نمي شود.اما اگرباورهاي ديني افراد سست وبي تاثير شوند،وجدان وفطرت پاك آنان روبه ازكارمي افتدوبدين ترتيب،زمينه هاي خودكشي آنان فراهم مي گردد.وجدان وفطرت خدايي اجازه نمي دهدكه انسان به سوي پوچي،خودهيچ انگاري وناديده گرفتن نقش مثبت خويش دراصلاح وضع نابسامان روحي كشيده شود.هرچندهمه افراد بي اعتقادپوچگرانيستند،اما بايد پذيرفت كه ايمان نقش بي بديلي درآرمان گرايي،آخرت انديشي واميدواري انسان ها ايفامي كند.فردمومن اين جهان راپايان زندگي وهستي خويش نمي داندوباورداردكه مرگ نيزپايان دردورنج نيست.انسان بايدباتوشه اي كه به آخرت مي بردمي تواندازرنج هاي خود بكاهد.اين درحالي است كه خودكشي نشان هنده اين واقعيت است كه مرتكب آن، نگاه درستي نسبت به حيات ابدي واينكه درآخرت نيزبدون داشتن برنامه درست نمي توان ازرنج وتباهي رهايي يافت،ندارد!

وانگهي،نااميدي ازرحمت وفضل الهي نيزانسان رابه سوي تباهي ونابودي مي كشاند.اين درحالي است كه خداوندحتي گناهكاران راازناميدي نسبت به رحمت خويش نهي مي كند:”قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ”؛ بگو اى بندگان من كه بر خويشتن زياده‏روى روا داشته‏ايد از رحمت‏خدا نوميد مشويد در حقيقت‏خدا همه گناهان را مى‏آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است (زمر،۵۳).آري،انسان مومن هيچ وقت به تباهي ونابودي خويش نمي انديشد.براي اينكه اين دنيارابه مثابه پل ورود به آخرت مي داندوبااميد به فضل الهي،خوشبيني وعمل نيكووخردمندانه آينده درخشان خويش  را رقم مي زند.

ظلم؛

ستمگري وزورگويي دوعنصربنيادي در گسترش ناامني اجتماعي است.اگردرجامعه اي انسان ها نسبت به جان،مال وحيثيت خويش احساس ناامني كنند،دچارانواع بحران هاي مادي ومعنوي مي شوند.دراين ميان برخي ازافراد راه رهايي ازبحران رادرخودكشي مي دانند.حال،اگراين عمل ناشي ازكوتاهي هاي دولت دررسيدگي به امورشهروندان باشد،بديهي است كه بحران فكري وروحي كل جامعه رافرامي گيرد.جطورممكن است كه مردم زورگويي وستم دولت راببينند وخودراتابع قانون ونظم واخلاق حسنه بدانند!اين درحالي است كه دولت ها نقش موثري دراصلاح رفتاراجتماعي شهروندان دارند.ازاين روي،قانون مندي ورعايت نظم  دولت دوعامل مهم براي اعتمادسازي وايجاد خوشبيني نزدشهروندان ست.اگردولت قانون وعدالت ونظم رازيرپابگذارد،طبيعي است كه درآن كشورهرج ومرج حاكم مي شودوآنكه زور،نفوذ وسرمايه بيشتري دارد،به همان نسبت درپيشبردامورخويش موفق مي شود.اين درحالي است افراد ضعيف درلابلاي چرخ ديوانسالاري حاكميت گرفتارمي شوندودراين ميان ،هنجارشكني  به رفتاراجتماعي تبديل مي شودوبرخي نيزكه تاب تحمل مشكلات راندارند وقانونگرايي ،نظم وعدالت دولت رامخدوش مي بينند،دست به خودكشي مي زنند.

اعتياد؛

اعتياد يكي ازعوامل موثردرگسترش خودكشي است.آنكه درچنگال اعتيادگرفتاراست،باانواع مشكلات ورنج ها مواجه است.چنين شخصي چراخودرانكشد!آنكه درنزد خانواده ومردم هيچ موقعيتي ندارد،اگرهم موقعيتي داشته،ازدست داده است.مردم به او به عنوان يك فرد گرفتار،بي اراده وشايد دزد، دروغگوو…مي نگرند،هركسي حاضرنيست باچنين شخصي دوست وهمراه شود.دوستانش نيزعمدتا وابسته به موادمخدرند.بي گمان،چنين اشخاصي مستعدهرگونه هنجارشكني ازجمله خودكشي هستند.بايددست اين افرادراگرفت ونگذاشت كه بانابودي خود برمشكلات خويش فائق آيند!

آدم معتادباوابستگي خويش به موادمخدردچارخطاي بزرگي شده است.امابايدپذيرفت كه جامعه نيزدراين امرمتحمل خسران بزرگي شده است.چرابايدمسئله اعتيادرايك امرخصوصي وخانوادگي پنداشت؟اين درحالي است كه فرزندان ملت درصورت تربيت وآموزش درست مي توانندبه جاي گرفتاري دردام اعتياد،مايه سرافرازي وافتخاركشورباشند.پيشگيري ازاين گونه هنجارشكني ها نه تنها وظيفه دولت بلكه همه شهروندان است.نبايدبه معتادبه چشم مجرم نگاه كردواوراباانواع محروميت هاي قانوني واجتماعي محدودكرد.او نيزشهروند مسلم جامعه  ونيازمندكمك هاي فكري،مادي ،اخلاقي وتربيتي دولت ومردم است.بي توجهي به آنان پيامدهاي بسيارتكان دهنده اي براي كشور دارد.خودكشي نمونه اي ازاين پيامدهاست كه به آساني نمي توان ازكنارآن گذشت.

افسردگي وناميدي؛

نااميدي دردبزرگي است كه برخي ازمردم گرفتارآن مي شوند.گاهي منشا آن به رفتارزشت وگناه آلود افرادبرمي گردد.اگركسي احساس گناه كندوخودراتنهاترببيند،ترديدي نيست كه گرفتارنااميدي مي شود.خداوندناميدي ازرحمت الهي رابراي چنين افرادي شايسته نمي داند.به طوري كه درقرآن كريم آمده است:”قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ” ؛ بگو اى بندگان من كه بر خويشتن زياده‏روى روا داشته‏ايد از رحمت‏خدا نوميد مشويد در حقيقت‏خدا همه گناهان را مى‏آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است (زمر ، ۵۳)

اگرانسان ها به جاي نااميدي به فكرانجام كارهاي مفيدومثبت باشند،گرفتاروسوسه هاي شيطاني ازجمله خودكشي نمي شوند.خداوند به صراحت درقرآن كريم ازخودكشي نهي كرده است:” وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا”؛ و خودتان را مكشيد زيرا خدا همواره با شما مهربان است (نساء،۲۹)

افسردگي با نوميدي،بي رغبتي،غصه وبدگماني قرين است.آنكه افسرده است ازجمع فرارمي كند،انزواطلب است،علاقه اي به طرح مشكلات خودنزددوستان واشنايان ندارد،ازتدبيرودورانديشي بدوراست و ازشادي،خوشبيني وانبساط روحي محروم است.چنين شخصي نمي تواندزندگي همراه بااميد، رضايتمندي وشادماني راتجربه كند.متاسفانه،بسياري ازكساني كه گرفتارنااميدي طولاني هستند،بامعضل خودكشي تدريجي مواجه هستند.به گونه اي كه برخي به ظاهرزنده اند،اما درواقع همانندمردگانند.آنكه روي سعادت وخوشنودي رانديده وازندگي دراين دنياخيري نديده است،چگونه مي تواندخودرازنده بداندواززنده بودن خودلذت ببرد.عصه مداوم نوعي خودكشي تدريجي است. شهريار شيرين سخن در تاييداين مطلب مي گويد:

خجل شدم ز جوانی که زندگانی نـیسـت

به زندگانی من فرصــــت جوانی نیسـت

من از دو روزه هستی به جان شدم بیزار

خدای شکر که این عمر جاودانی نيست

همه بگریه ابر سیه گشــــودم چشـــم

دراین افق که فروغی ز شادمانی نیست

به غصــــه بلکه به تدریج انتـــحار کنــم

دریغ و درد که این انتــحار آنی نیسـت.

نابرابري؛

نابرابري هاي اجتماعي مصداق بارزنقض عدل وحق است.عدالت وحقوق بابروز نابرابري هاي اجتماعي تاثيروفروغ خودراازدست مي دهند.هيچ جامعه اي بدون ازميان برداشتن زمينه هاي نابرابري نمي تواندبه دروازه مدينه فاضله گام بگذارد.زيراكه نابرابري هاي اجتماعي گسترش ناهنجاري هاي مختلف اجتماعي ازجمله خودكشي درجامعه است.

بي ترديد،انواع تبعيضات ناروا ارتباط تنگاتنگي بااين پديده دلخراش اجتماعي دارند.ازاين روي،اگرازميزان نابرابري ها درجامعه كاسته شود،به همان نسبت ازميزان ناهنجاري ها ازجمله خودكشي نيزكاسته خواهدشد.تبعيض عنصربسيارمخرب دربروزانواع آسيب هاي اجتماعي است.هيچ چيزبه اندازه تبعيض به استحكام جامعه صدمه نمي زند.جامعه اي كه ازروح انصاف،مساوات،برادري،حق جويي ومانندآنها تهي است،نمي توانددركاهش ناهنجاري هاي اجتماعي توفيق يابد.

كاهش حمايت هاي دولت؛

دولت دربرابرشهروندان وظايف سنگيني بردوش دارد.اگردولتي ازميزان تعهدات ومسئوليت هاي خويش دربرابرهمه شهروندان به ويژه افراد ناتوان ودرمانده بكاهد،ترديدي درافزايش نابساماني هاي اجتماعي  نخواهدبود.امروزه،انتظارات مردم ازدولت زيادشده است وبسياري ازشهروندان بدون كمك وياري دولت نمي توانندبرمشكلات مادي ومعنوي خودفائق آيند.

دولت ها وظيفه دارندباسياست گذاري هاوبرنامه ريزي هاي سازنده وموثر خود ازميزان آسيب هاي اجتماعي بكاهندوبه گونه اي عمل كنند كه همه مردم به ويژه افراددرمانده آنها رابه عنوان پناهگاه صادق خويش بدانند.ترديدي نيست كه كاهش حمايت هاي عمومي دولت نقش زيادي درگسترش آفات وناهنجاري هاي اجتماعي ازجمله خودكشي دارد.

فساد اخلاقي؛

فساداخلاقي به معناي خارج شدن اخلاق ازمسيرومداراصلي خوداست.اخلاق حسنه حاصل گسترش فضيلت هايي؛چون درستكاري،وفاي به عهد، برادري، خوش خلقي،جوانمردي،صلح جويي، مدارا،عدالت خواهي،فروتني،كمك به افرادنيازمندو…درجامعه است. دربرابر، رذيلت هايي؛ ماننددروغگويي،خودكامگي،غيبت،تهمت،شرارت،تبعيض،بي شرمي،تجاوزبه حيثيت وناموس ديگران،نقض عهدو …به فساداخلاق منجرمي شود.

اگردرجامعه اي براي تربيت نيكوي شهروندان وازبين بردن فساداخلاقي برنامه ريزي نشود،درآن جامعه بروزناهنجارهايي ؛چون خودكشي بيشترمي شود.ازاين روي،همه بايد براي پاك شدن جامعه ازهرگونه آلودگي اخلاقي تلاش مادي ومعنوي كنند.بديهي است بدون سرمايه گذاري فكري،تربيتي،مادي و..نمي توان جامعه عاري ازفسادداشت.اگردرجامعه اي فساداخلاقي رواج داشته باشد،زندگي مردم بسياردشواروهزينه برخواهدشد.بي گمان،گسترش دروغ،ريا،بي اعتمادي،هراس وناامني درجامعه هزينه هاي مردم ودولت رابيشترخواهدكرد؛چراكه درچنين جامعه اي ارتكاب جرم وجنايت ونيزاعمالي چون خودكشي روبه فزوني خواهد گذاشت.

نتيجه ؛

خودكشي يك معلول است؛معلولي چندوجهي وپيچيده كه بدون بررسي علمي وكارشناسانه ،نمي توان نسبت به حذف آن درجامعه خوشبين بود.ازاين روي،براي اينكه اين پديده ناگوار ازدامن اجتماع رخت بربندد،بايدازگسترش علل وعواملي كه دربروزآن موثرند،جلوگيري كرد.بديهي است كه كاهش خودكشي بدون سرمايه گذاري هاي فكري، علمي، اقتصادي، فرهنگي،حقوقي ،سياسي و….ممكن نخواهد بود.اين درحالي است كه هركشوري درپيشگيري ازبروزانواع ناهنجاري هاي اجتماعي ازجمله خودكشي موفق باشد،درپيشبردسايرامورجامعه نيزتوفيق زيادي خواهديافت.

امابايداذعان كرد كه پيشگيري ازبروزپديده خودكشي تنها درتوان دولت ها نيست.بلكه برهمه نهادهاي اجتماعي، انديشمندان، خانواده ها،رسانه هاي همگاني،مراكزعلمي ودانشگاهي،خيرخواهان ودلسوزان جامعه حتي نهاد هاي بين المللي است كه براي ريشه كني عوامل وزمينه هاي موثردربروزآن تلاش جدي  كنند.

درپايان گفتني است كه نشاط وشادابي جامعه بدون پيشگيري از بروزموانع ناكامي ها ازيك سو وگسترش ارزش ها وهنجاري هاي ديني،فكري،حقوقي ، اجتماعي و..ازسوي ديگر.به وجودنمي آيد.هيچ جامعه اي بدون سياست گذاري وبرنامه ريزي هاي همه جانبه درزمينه هاي گوناگون اقتصادي،فرهنگي ،سياسي ونيزگسترش عدالت همگاني وآزادي هاي اجتماعي نمي تواند نابساماني هاي خودرامرتفع نمايد.

علي حكيم پور

درباره ی سفیرصلح

همچنین ببینید

فرمانده ناحیه مقاومت بسیج فریدونکنار عنوان کرد: اعزام بیش از ۴۰۰ فریدونکناری به مناطق عملیاتی جنوب

فرمانده ناحیه مقاومت بسیج فریدونکنار از اعزام بیش از ۴۰۰ فریدونکناری به مناطق عملیاتی جنوب خبر داد و گفت: راهیان نور گام برداشتن در مسیر نورانیت دین خدا است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 10 = 17