ویژه های خبری

یاد آن روزها بخیر، پدر و مادرمان را عاشقانه در آغوش می‌گرفتیم و می‌بوسیدیم، به دوستانمان دست می‌دادیم و در جمع آنها، به دور از هر گونه ترس و دلهره‌ای حضور می‌یافتیم و به گردش می‌رفتیم. اگر کمی دلمان برای دیدن فیلم تنگ می‌شد، دستان همسر و فرزند خود را گرفته و با خیالی آسوده به سینما می‌رفتیم.

به گزارش کناریها به نقل از وارش ماسک‌های ساده 500 تومانی و فیلتردار 2500 تومانی بود، شاید روزی یکبار دستمان را به صورت خیلی خوب می‌شستیم و هر دو یا سه روز به صورت طبیعی، استحمام می‌کردیم.
با خیالی راحت در ماه مبارک رمضان، زولبیا و بامیه می‌خریدیم و پس از نماز مغرب و عشاء در جمع نمازگزاران پخش می‌کردیم، در جمع‌های مومنان جزءخوانی قرآن کریم حضور پیدا می‌کردیم و برای تغییر صفحه قرآن، کمی، نوک انگشتمان را خیس می‌کردیم.
به فوتبال و فوتسال می‌رفتیم، در مترو جایی برای نفس کشیدن نداشتیم و محافل عروسی و شادی زیادی بر پا بود، صبح‌ها برای کار، درس، تفریح از خانه بیرون می‌زدیم و وقت ناهار همه در خانه جمع بودیم، خرید اینترنتی در کار نبود و با مادر یا پدرمان برای خرید از خانه خارج می‌شدیم و هزاران کار دیگری که می‌توانستیم بدون ترس و نگرانی انجام دهیم که انجام هم دادیم.
حال این روزها را با آن سبک زندگی همین دو سه ماه پیش، مقایسه کنید، دیگر حتی نمی‌توانیم به دیدار پدر و مادرمان برویم و به آنها دست بدهیم، چه برسد به روبوسی، دیگر به گردش نمی‌رویم و در خانه ماندن را تمرین می‌کنیم، سینماها تعطیل هستند و ماسک‌های ساده، اگر پیدا شوند باید برای هر عدد 5 و برای ماسک فیلتردار حداقل برای هر عدد 30 هزار تومان پرداخت کنیم.
هر 10 دقیقه یکبار دستانمان را با آب و مایع زیاد می‌شوییم و روزی دو بار به حمام می‌رویم، دیگر خبری از جمع‌های سر سفره افطار نیست و زولبیا و بامیه‌ای نمی‌خریم و اصلا مسجد و نماز جماعتی در کار نیست که بخواهیم آن را توزیع کنیم.
سالن‌های ورزشی تعطیل هستند و حضور مردم در مترو بسیار کمتر از گذشته شده و عروسی و محفل شادی درکار نیست و به جای آن، تا چشم باز می‌کنیم بنر از دست رفتن عزیزی از یک خانواده را می‌بینیم.
بر اساس این گزارش، این تغییرات بالاجبار، یکی از پیامدهای ناگوار شیوع ویروس کرونا در کشورمان است، جامعه‌ای که با توجه به همه شلوغی‌ها و خواسته‌هایش مجبور به رعایت برخی از پروتکل‌های بهداشتی شد که این امر به تغییر سبک زندگی در آن منجر شد.
تغییر سبک زندگی در کشور، تقریبا در حالت سازگاری میان مردم قرار دارد، محمد یک مغازه دار سوپرمارکتی در رو به روی بیمارستان بهشتی بابل است، می‌گوید که از زمانی که ویروس کرونا شدت گرفته، برای ناهار به خانه نمی‌رود و آخر شب مغازه‌اش را تعطیل می‌کند.
وی به این نکته اشاره می‌کند که این به خانه نرفتن برای پول بیشتر نیست بلکه از آن می‌ترسم که به دلیل نزدیکی محل کسب من با بیمارستان، من ناقل بیماری باشم و خانواده‌ام درگیر این بیماری شوند.
محمد به این موضوع نیز اشاره می‌کند که تنها راه امرار معاش من، این سوپرمارکت است و اگر به مغازه نیاید نمی‌تواند خرج خانواده 4 نفره خود را بدهد، گفته است که، پس از رفتن به خانه، لباس‌های خود را در بیرون از اتاق آویزان می‌کنم و مستقیم به حمام می‌روم و پس از استحمام به داخل خانه می‌آیم.
عیسی یک راننده اینترنتی در فریدونکنار است، می‌گوید که حدود یک ماه، پس‌انداز اندکی که در خانه داشتیم را برداشت و استفاده کردم اما پس از آن، مجبور به فعالیت دوباره شدم.
وی می‌گوید که در این حالت، تنها راه ممکن برای پیشگیری از انتقال این ویروس برای امثال من، ضدعفونی مکرر ماشین و شستن مکرر دست‌ها است، در واقع این روزها نظافت شخصی و رعایت مسائل بهداشتی، تنها راهی است که برای ما مانده است.
عیسی به این موضوع اشاره می‌کند که سبک زندگی را تا آنجایی که مربوط به خودمان می شود باید جوری تنظیم کرد که ارتباط کمتری با محیط‌ها و افراد از لحاظ فیزیکی برقرار شود؛ یا اگر هم ارتباط مداوم وجود دارد سعی شود فاصله مناسب رعایت شود.
همه ما مجبوریم با تغییر سبک زندگی به شیوه ای که کرونا نتواند در ما بیماری ایجاد کند، علاوه بر احترام به خود، می تواند در شکست کرونا، نتایج مطلوب تری دهد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

کناریها | خبری | تفریحی | شخصی | مذهبی