مطمنا مخاطب همشهری با دیدن این تیتر خواهد گفت چرا راه دور میروی و چرا کیش را مثال میزنی؟! همین سرخرود و بابلسر کنار گوشمان را مثال بزن که دنیای آن ها با دنیای شهر ما متفاوت است،انگار قوانین کشور فقط در شهر ما باید پیاده شود و شهرهای دیگر تابع قوانین نیستند که آنجا نشاط اجتماعی در قالب کنسرت و دیگر برنامه ها برگزار میشود!
آری فریدونکنار با همان ساحل و دریا با همان بندر و تالاب اما در جذب توریست ناکام ، اما کیش لنگرگاه هایی برای جذب و نگه داشت توریست فراهم کرده است،جاذبه هایی را ساخته است و میداند وقتی شهر رونق اقتصادی بگیرد و جوان بیکار در آن شهر نباشد یعنی کاهش آسیب های خانمان سوز اجتماعی، یعنی کاهش بیکاری، کاهش اعتیاد، کاهش خودکشی،کاهش طلاق و …
چرایی این امر در ایجاد ۲ نگاه متفاوت است، نگاهی که توریست و گردشگر را از گذشته تا به حال ضد فرهنگ می داند و نگاهی که ورود گردشگر را باعث ایجاد گردش اقتصادی و رفع بیکاری میداند، نگاهی که دانشگاه را نفوذ میداند، نگاهی که سینما را هجمه فرهنگی می داند، نگاهی که باعث شد در این شهر یک استخر مجهز و بزرگ نباشد،نگاهی که باعث شد شهر بازی مدرن و اسکله تفریحی نداشته باشیم، نگاهی که سرمایه گذار را برای نفع شخصی میخواهد، نگاهی که بندر و خزرشهر را تهدید میداند نه فرصت! محکوم به عقب ماندگی ها در زمینه های مختلف هست.
۲ سال قبل بود که خبر مسافرت اعضای شورای شهر و شهردار وقت فریدونکنار به جزیره کیش نقل محافل شد، به واقع باید از مدیران شهری پرسید که در بازدیدهای خود از کیش چه دیدند؟ و چرا هیچ ایده ای از آن را در شهر پیاده سازی نکرده اند؟ چرا به کیش سفر کرده اند؟ کدام الگو را در جهت انجام آن به فریدونکنار آورده اند؟ و آورده ها و دستاورد این سفر که با پول بیت المال انجام شد چه بود؟
در پایان باید گفت وقتی برای گردشگر احترام قائل نشویم، وقتی تعریف درستی از توریست و گردشگر نداشته باشیم،وقتی همچنان درگیر حواشی ها باشیم، درگیر دوقطبی سازی ها باشیم، وقتی در جذب سرمایه گذار عاجز باشیم و دنبال سهمخواهی های خود باشیم، وقتی فهم درستی از گردشگر نداشته باشیم، وقتی سواد و متد علمی را برای جذب و نگهداشت توریست بلد نباشیم، وقتی درکی از درآمد پایدار نداشته باشیم بدون شک باید در دو دنیای متفاوت زندگی کنیم./پارسا نریمانی کناری







